محمود نجم آبادى

217

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

نظر اينجانب رسيد كه اگر بخواهيم به مقام اين گياه و عصاره آن پى ببريم و از اثر آن در آداب و رسوم و سنن ايران باستان اطلاع حاصل كنيم بهتر آن ديديم كه قسمتى از ترجمه يشتها را كه توسط استاد پورداود تهيه گرديده در اين مختصر به نظر خوانندگان گرامى برسانيم . " از كتاب يشتها ( جلد اول ) زيرنويس صفحه 471 " . " هوم در اوستا هئوم درويد برهمنان سوم ( Soma ) ، اسم گياهى است كه از آن آشام هوم مىسازند . اين شربت نيز مانند خود گياه هوم ناميده مىشود . در نزد برهمنان سوم اسم پروردگارى است چنان كه هوم در مزديسنا اسم فرشته‌ايست كه بفديه هوم گماشته شده است . هوم نيز اسم يكى از پارسايان است . . . كسى است كه افراسياب را دستگير كرده بكيخسرو تسليم نمود . . . در عهد ساسانيان نيز بنا بنقوش نگين هاهوم اسم معمولى اشخاص بوده ، چنان كه امروز هم اين اسم در ميان پارسيان معمول است . در خصوص هوم مستشرقين مشروحا صحبت داشته‌اند . . . هيچ شكى در اين نيست كه سوم هنديان و هوم ايرانيان اصلا يك گياه بوده است . امروز به‌طور حتم نمىتوانيم بگوئيم هومى كه مستعمل پارسيان است و سومى كه برهمنان در جنوب و مغرب هندوستان به كار مىبرند همان گياه قديم باشد . حاليه بر خلاف پارينه گياه سوم و هوم با همديگر فرقى دارد . همچنين گياهانى كه باسم هوم حاليه در بلوچستان و افغانستان و كشمير و مغرب تبت مثل دواى جوشانده استعمال مىشود و در آنها اثرات و خواص چندى تصور مىگردد ، از يك جنس نيست . . . " . " ايضا از يشتها جلد اول تفسير و تأليف مرحوم پورداود . زيرنويس صفحه 437 " آمده است :