محمود نجم آبادى
207
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
روغن تربانتيس - ( صفحه 26 ترجمه كتاب يك روز از زندگانى داريوش ) . روغن ميوه جنگلى - يا روغن ميوههاى جنگلى كه از آنها نيز در كتب ايران باستان نام برده شده است . زعفران ( Safran ) - از اين ماده كه بر روى نان زده مىشده استفاده مىكردند ( ترجمه كتاب يك روز از زندگانى داريوش ، دكتر رضازاده شفق ) . زنبق - كه مخصوص امشاسپند امرداد بوده است ( يشتها ج 1 ص 96 ) . زيتون - از درختان و ميوههائى بوده كه در ايران باستان از ميوه و روغن آن استفاده مىكردند . سپند ( اسپند ، اسفند ، ( Rue Sauvage , - اسپند در بخور دادن استعمال مىگرديده است . سداب ( Rue ) - اين گياه نيز كه با اسپند از يك خانواده مىباشد ، در بخور دادن استعمال مىشده است . سياهدانه ( Poivrette Commune ) - اين دانه در غذاها به عنوان ادويه و چاشنى استعمال مىشده است . سوسن - " در صحراهاى مجاور همه جا سوسن خودرو گل كرده و شوش را به نام خويش موسوم داشته ( آتنه مىگويد كلمه Suse بمعنى سوسن يا گل سوسن است ) ، بعضى اين اسم را به بيخ گياه شيرين طبى كه در زمينهاى ايران بسيار است و آن را سوس ( اصل السوس ، شيرينبيان ) مىخوانند نسبت دادهاند ( صفحه 14 ترجمه سياحتنامه فيثاغورث در ايران شادروان يوسف اعتصام الملك ) . اين گياه مخصوص امشاسپند خورداده بوده ( يشتها ج 1 صفحه 96 ) .