محمود نجم آبادى
208
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
سوسنبر ( يا سيسنبريا آس بويه ( Thymus mumularis ) - از اين گياه خوشبو در اوستا نام برده شده است . شئته ( Shaeta ) - اين نام در ونديداد در فقرات متعدد ضمن داروهاى سقطكننده آمده است . شاه اسپرغم ( Basilic romain commun ) - از اين گياه نيز در اوستا نام برده شده است . شبدر - در سياحتنامه فيثاغورس فصل پنجم ضمن مبحث پرسپوليس و توصيف اين شهر آمده است كه : " در عرض راه از ديدن چمنهاى وسيع خرم كه شبدر زياد تمام آنها را فراگرفته بود چشمم محظوظ گشت ، اين گياهى است سودمند كه در يك سال سه بار درو مىشود . ( ترجمه مرحوم اعتصام الملك ص 77 و 78 ) . شيره گياهان - در اوستا از شيره گياهان بسيار نام برده شده است . عطريات - نام عطر در بسيارى از كتب تاريخى ايران باستان آمده است ، مخصوصا آنجا كه از زندگى داريوش و خشاريار شاه صحبت مىشود . عود Bois d'Aoes ) يا داربو ) - همان است كه تحت نام وهوكرتو آمد . غار ( يا غار گيلاس L'aurier ) - از اين گياه هم در كتب تواريخ ايران باستان در موقعى كه ايرانيان مىخواستند فديه دهند استعمال مىگرديده است . غنانه ( Ghnana ) - اين نام ضمن داروهاى مسقط در ونديداد مكرر آمده است . فرسپات ( Fraspat ) - اين نام نيز ضمن داروهاى مسقط در ونديداد مكرر آمده است .