محمود نجم آبادى
197
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
مردمانى ثوابكار و پرهيزگار بودند . بنابراين بايد تصديق كرد كه نابودى حشرات تا چه حد در پيشگيرى و اشاعه بيماريهائى از قبيل تيفوس و مالاريا و امثال آنها موثر بوده است . 17 - درمان بيماريها - قبلا متذكر مىگرديم كه درمان در تاريخ پزشكى دوران آريائيها و هخامنشيها و همچنين در طب زرتشت را بهمانند ساير اطلاعات مىتوان از كتب تواريخ و كتب مذهبى بدست آورد و آنچه در اين فصل آمده است خلاصه و عصارهاى از منابع و مآخذ بالاست . در ايران باستان چند نوع درمان به وسيله پزشكان نىعمل مىآمده است و به طور كلى اين درمانها چند قسمت بودند كه مهمترين آنها رواندرمانى گياهدرمانى و كارددرمانى ( يا جراحى ) بوده است ، شرح مربوط به طبقات اطباء بعدا بيايد . الف رواندرمانى - تلقين كه در راس درمانهاى روانى بوده از خيلى قديم در ميان ايرانيان متداول بوده است ، اين تلقين عموما با دعا همراه بوده كه آن را منتره ( Mantra ) يا كلام خدائى مىگفتند ) و چنان كه بعدا بيايد در كتب مذهبى زرتشتيان است كه بزرگترين و ارجمندترين پزشكان آن طبيبى است كه با كلام خدائى ( منتره ) بدرمان بپردازد و عموما وقتى از درمان گياهى و جراحى نتيجه گرفته نمىشد به درمان روانى مىپرداختند . اين طريقه درمان يعنى منتره عبارت از آن بود كه كلمات و عباراتى چند به دردمند تلقين مىگرديده و به وسيله قدرت و قوتى كه در گوينده بوده عموما بىاثر نبوده است .