محمود نجم آبادى
188
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
خاصى بوده است . توضيح آنكه در موقع بروز بيماريهاى همهگيرى بهمانند طاعون و و با و آبله اشخاص در محل انزوا مىزيستند و كمتر با يكديگر تماس مىگرفتند . هريك در رختخواب علىحده استراحت مىنمودند و از طرفى علىحده غذا مىخوردند و آب مىآشاميدند و با اين عمل در حقيقت بر عليه بيمارى قيام مىكردند و پس از بر طرف شدن بيمارى خود را شستشو داده تطهير مىكردند و با گياهان و صمغهاى خوشبو كه در آتش مىريختند خود را بخور مىدادند . در مورد ضد عفونى نمودن آب و كيفر آنها كه در آب كثافات بيندازند ، شمهاى قبلا در مبحث آب متذكر گرديديم كه به چه نحو عمل مىگرديده است . غير از طرق مذكور آفتاب را پاككننده آب مىدانستند وقتى كه خورشيد بر آب روان بتابد ، آن آب پاك مىگرديد . از آن گذشته زور ( مانند آب تقديسشده Eau benite ) عيسويان كه مخلوطى از فشرده هوم و شير و مورد و ميخك و آويشن و ساقه انار بوده و در آب مىريختند ) به عنوان پلشتبر استعمال مىگرديده است و اكنون نيز مورد استعمال مىباشد . ايرانيان قديم در مورد عفونت دخمهها و قبرها معتقد بودند آنچه باعث خوشى و لذت ديوان است بوى بد دخمههاست كه در آنها نجاست و گرى و تب و ناتوانى رعشه و استخوان زياد و موى زياد است . از آن دخمهها مردمان پس از غروب آفتاب در تباهترين حالت خواهند بود ( از ابواب چند از ونديداد ) . لذا در خوشبو و ضد عفونى كردن اين قبيل امكنه كوشا بودند .