محمود نجم آبادى
189
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
اما درباره ضد عفونى كردن ، بايد دانست بدين شكل كه اكنون در امر بهداشت مرسوم است در آن دوران نبوده ، بلكه به نحوى كه به نسبت آن دوران شايسته تمجيد است مجرى مىگرديده است . اصولا بايد دانست امر ضد عفونى در ازمنه قديمه ( چنان كه شمهاى از آن در طب مصريها و ساير ملل مذكور افتاد ) از قبيل دود دادن و موميائى كردن و خوشبو داشتن امكنه عمل مىگرديده ، منتهى در هريك از كشورها و در ميان هريك از ملل و اقوام به نحوى مجرى بوده است . در ايران باستان چنان كه مذكور افتاد اراضى آلوده و مساكن و لاشه و امثال آنها را تا آنجا كه مقدور بوده است ضد عفونى مىكردند ، و كلمه يوژداثرگرى كه در كتب مذهبى ايران باستان آمده به نظر مىرسد به معناى پلشتبرى باشد . باب هشتم ونديداد كه مشتمل بر يكصد و هفت فقره است ، بيشتر در باب دستور ضد عفونى كردن منازل و مرده و دفن مرده انسانى و سك و امثال ذلك مىباشد كه شمهاى از آن در فصول قبلى مذكور افتاد . اينك در اين قسمت موضوعات مربوط به پلشتبرى را متذكر مىگرديم . " براى ضد عفونى كردن امكنهاى كه سگ يا انسان در آن بميرند دستور بخور چوب خوشبو ( اورواسنا و وهوگونه و وهوكرتو و هداپنته ) داده شده است ( فقرات اول و دوم باب هشتم ونديداد ) . " درباره خانهاى كه سگ و يا انسان در آن مرده باشد ، دستور است كه از آب و آتش سى قدم دور باشد و محلى را كه زمين سخت باشد به قدر نيم پاى معتدل و در زمين نرم به قدر يك قد آدم معتدل بكنند و خاكستر يا خاك يا سنگ يا كلوخ بريزند ( فقرات سوم تا هشتم باب هشتم ونديداد ) " .