محمود نجم آبادى

154

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

ايرانيان باستان حرارت و رطوبت و برودت و خشكى را چهار قوه مهم مىدانستند كه تعادل و تساوى در طبيعت را بسته به ميزان آن چهار مىدانستند ، و معتقد بودند قواى محركه مثبت از راست و قواى محركه منفى از چپ بدن كه محل قلب آدمى است صادر مىگردد . كبد را به‌مانند درياى فراخكرت به طرف جنوب و جايگاه تابستان و سپرزرا ( طحال ) در طرف شمال و محل زمستان و سينه چون از جنوب و جميع ستارگان از مشرق به مغرب كه محل ابر است سير مىنمايند . كبد چون منبع خون است در طرف راست قرار گرفته ( باب بيست و هشتم بند هشن ) . ايرانيان قديم حرارت و رطوبت را مذكر و برودت و خشكى را مؤنث ، آسمان و باد و آتش را نيز مذكر و آب و زمين و درخت و ماهى را مؤنث مىپنداشتند . در ميان بروج حمل و اسد و قوس ( فروردين و امرداد و آذر ) را حافظ قواى حرارت ( گرمى ) و ثور و سنبله و جدى ( اردىبهشت و شهريور و دى ) را مظهر قواى خاك و جوزا و ميزان و دلو ( خرداد و مهر و بهمن ) را مظهر قواى باد و سرطان و عقرب و حوت ( تير و آبان و اسفند ) را مظهر قواى آب فرض مىنمودند ، بنابراين برجهاى آتشى و بادى كه عبارت از بروج اول و سوم و پنجم و هفتم و نهم و يازدهم بود را مذكر و بروج خاكى و آبى كه عبارت از بروج دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم و دوازدهم بود را مؤنث مىدانستند . آنان چنين معتقد بودند كه اين دوازده برج بر جميع اعضاء و جوارح بدن آدمى حكومت مىنمايند و بدين‌ترتيب بدن را به‌مانند قوهء مغناطيسى كه از دو قوه ضد يكديگر ( مثبت و منفى ) تشكيل گرديده و عالم را مركب از دو قوه مثبت و منفى گرم و سردتر و خشك ، زير و رو و مؤنث و مذكر تصور نموده و تعادل اين قوى را لازمه حيات