محمود نجم آبادى

155

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

و نشو و نما و همه آنها را لازم و ملزوم يكديگر مىدانستند ( نقل از رساله زن و مقام عالى او در خانه و جامعه سخنرانى شادروان بهرام گور انكلساريا سال 1309 شمسى ) . اينك ذيلا لغات چندى با معانى و معادل آنها از نظر خوانندگان گرامى مىگذرانيم : ائونك ، زفن - دهان ااينيك - صورت ارزو ، انگوشت - انگشت ارتن - آرنج ازدى - استخوان اشكو - ساق پا اوتها - چربى اودر - شكم بازو - بازو سوش - شش ( ريه ) سوپئى - شانه فستان - پستان كشا - زير بغل كهرب - كالبد كئيسو - گيسو بروت - ابرو بنا - ناف پاد - پا پاشنه - پاشنه پا پانسته - پوست پرسو - دنده پرشتى - پشت تنو - تن داندان - دندان گريو - گردن گئوش - گوش مرك - مغز مئيدى - ميان و كمر موشتى - مشت نائوانگهن - بينى مرد دواتيره ، چشمن - چشم رئش - ريش ران - ران رزدى - قلب ، دل زست ، كو - دست زفر - فك زنك - درشت‌نى ژنو - زانو سرئونى - تهيگان وانا - بينى زن ور - سينه وغدن - سر وهوتى - خون هخ - كف پا هزوا - زبان