سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )
285
طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )
آنها محروم هستند و به اين دليل ، به بدكارى و الحاد روى آوردند و نيز بسيارى از بدكاران ، در همين دنيا مجازات مىشوند ، هنگامى كه ظلم آنها زياد مىشود ، همانند فرعون كه غرق شد و بخت النصر كه هلاك كشت . اگر مىبينى كه عذاب و مجازات برخى از بدكاران و ثواب و پاداش برخى از نيكوكاران به آن دنيا موكول شده ، به خاطر مصالحى است كه بندگان نسبت به آن آگاه نيستند و اين امر ، هيچ تضادى با تدبير و حكمت ندارد . حتى حاكمان نيز از اين شيوه استفاده مىكنند و نمىتوان به آنها عيبى گرفت و چون امرى را عقب يا جلو مىاندازند ، نشانه تدبير و حكمت آنهاست . قياس آنها ، نشاندهنده اين است كه اشياء ، پروردگار حكيمى دارند و هيچچيزى مانع از تحقق تدابير او نمىشود . چون خالق فقط در سه صورت مخلوق خود را رها مىكند : 1 - يا ناتوان است 2 - يا جاهل و ناآگاه است . 3 - يا بد و شرور است . تمام اين سه مورد ، در مورد خداوند متعال محال و غير ممكن است . چون اگر خداوند ناتوان بود ، نمىتوانست آفريدههايى شگفت و بزرگ بيافريند و اگر جاهل بود ، اين همه امور مدبرانه را در وجود آنها به كار نمىبرد و اگر بد و شرور بود ، خلايق را نمىآفريد . پس با اين اوصاف ، آفريننده هستى ، بىشك بايد مدبر و حكيم نيز باشد ، حتى اگر عمق اين تدبير درك نشود ، چون عمق بسيارى از دستورات حاكمان ، بر مردم نيز پوشيده است و اگر نسبت به آن اطلاع پيدا كنند ، درستى و راستى آن را تصديق مىكنند . اگر در مورد غذايى ترديد كنى ، با دو يا سه بار خوردن ، مىگويى كه سردى است يا گرمى و شك تو بر طرف مىشود ؛ ولى چرا اين منكران با