سيد احمد على خسروى

79

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

معده در او فعل كرد و مأكول منفعل گرديد و بعد آن شيئى در بدن فعل نمود و در نتيجه جزء بدن گرديد اين نوع مأكول را غذاى دوائى ذكر نموده‌اند مانند كاهو و سير و هرگاه بين بدن و مأكول يا مشروب فعل و انفعال واقع شد و بدن فاسد شد اين را دواى سمّى گفته‌اند مانند فادانيا و شحم حنظل و فرفيّون و اگر مأكول فاعل شد بورودش در بدن را فاسد كرد اين قسم مأكول را سمّ مطلق مىگويند مانند زهر افعى و غيره پس سم مطلق چيزيست كه بدن به هيچ وجه تصرفى در او نمىتواند كرد و اگر مأكول يا مشروب در بدن عمل كند و بدن هم او را تغيير دهد به اين دواى معتدل گويند اگرچه جزء بدن هم نگردد و عقايد بعضى بر آنست كه سمّى وجود ندارد بلكه هر چيزى را كه به قدر خوراك او استعمال كنند ضررى از او متوجّه نخواهد شد چنانچه اگر نان و گوشت را بحدّ افراط بخورند عمل سمرا انجام خواهد داد جواب مىدهيم و مىگوئيم مقصود از سمّ همچنانكه ذكر شد چيزيست كه اگر خورده شود كم يا زياد بدن در او تصرّفى نداشته باشد و او در بدن تصرّفى كرده باعث ضرر يا فساد بدن گردد مثالى مىزنيم تا مطلب واضح گردد مىگوئيم اگر ترياك را كه دواى سمّى است نه سم مطلق به قدر يك مثقال استعمال كنيم شكّى نيست در بدن فعل كرده و بفناء خواهد كشيد و اگر يك گندم يا پنج سانتيگرم از آن را بخوريم اگرچه مسكّن وجع و نيز مكيّف است همين تسكين و كيف دليل بر فناء و فقدان حسّ عضو است و نيز باعث قبض و يبوست مزاج خواهد بود بخلاف غير سمّ و اينكه بعضى از امراض را بسم معالجه مىكنند از راه تقابل با مرض است و از قبيل دفع بافسد خواهد بود و نيز در سمّ تحريك قوىّ و تبديل مزاجست كه از حال عادى مزاج انسانى را خارج كرده و طبيعت با مزاج غير عادى مقاومت با مرض را اليق و در دفع آن اقدام خواهد كرد بدانكه بدن انسانى را تشبيه كرده‌اند بچراغى كه با نفط يا روغن سوخته شود همان طريقى كه درخور و شايسته است و بايد آنا و فانا روغن بچراغ رسيده تا شعله