سيد احمد على خسروى

80

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

آن برقرار و ثابت و روشن ماند بدن انسانى نيز لازم است آنا فانا بدل ما يتحلّل را از غذاى وارد به بدن از مجارى هضم اخذ و باعضاء و جوارح رسيده تا از آفات لاغرى و كم‌خونى و ضعف بنيه و فناء بر كنار و در مدّت تقديرى محفوظ و افعال و اعمال آن بر مجراى طبيعى جارى گردند و چارهء نيست جز اينكه در اين مختصر مقدارى طرز و طريق تغذّيرا گفته تا برويّه و چگونگى آن آشنا گردند چون صرف تقليد از درجهء اعتبار ساقط خواهد بود و چون در شناختن و طريق تغذّى بمعرفت اوعيه و ظروف آن محتاج هستيم لذا مختصرى نيز بذكر معده و امعاء و طريق عبور غذا و طبخ در آنها و طريق رسيدن به بدن و ذكر اقوال متقدّمين و متأخرين مىپردازيم و مىگوئيم خداوند متعال از براى نضج غذا و تبديل آن به خون در ابدان انسان يك معده و شش روده و يك كبد خلق فرموده است امّا معده ابتداء آن دهنست بعد مرى كه بروده سرخه مسمّى است و بعد فم و دهن معده است و اين معده از ابتداء دهن گرفته تا منتهى مىگردد بنزديك ناف و امّا مرى از ابتداء حلق گرفته تا نزديك دهن معده و امّا دهن معده در انتهاء فقرات صدر واقع شده و اين معده از طرف اسفل مايل براست و طرف گودى كبد است و در طرف تحتى معده باب المعده واقع شده و ابتداء رودهء اثنى عشريست امّا روده‌ها سر از آنها كه در ابتداء روده واقعند و مشحّم نيستند دقاق مىگويند يعنى باريك و آن سه كه مشحّم و لحمى و طرف تحتانى واقعند غلاظ مىگويند به اين معنى كه بعد از رودهء دقاق واقع شده‌اند از لحاظ فوق و تحت بودن و رودهء دقاق عبارت‌اند از بوّاب و از طرف تحتانى معده كه بباب المعده مسمى است شروع كرده تا به طول دوازده انگشت بطور مستقيم به طرف زير شكم و پائين نازل شده است و بعد از او روده صائم است كه به اطراف ناف دور زده تا متصل بروده