سيد احمد على خسروى

66

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

و دليل است بر بدى حال بدن . دوم بطور تركيب ذكر مىكنيم و آنچه از انواع نبض مركّب سهلتر و آسانتر است چهار نوعست 1 عظيم . و آن زدنيست از شريان كه زايد باشد بر زدن طبيعى از طول و عرض و شهوق ( بالا آمدن شريان ) و اين ترتيب زدن و پرش نبض دليل بر غلبهء حرارتست 2 زدن نبض است كمتر از مقدار طبيعى در طول و عرض و عمق و اين زدن را صغير مىگويند كه دلالت مىكند بر كمى حرارت 3 زدن نبض است كه زايد باشد در عرض و بالا آمدن شريان كه دليل است بر حرارت و رطوبت 4 ضيّق است و اين مركب از ضيق و منخفض است كه دلالت بر كمى حرارت و رطوبت مىكند و از انواع اين نبض مركّب غزالى است ( مثل آهو يعنى تند زدن ) يعنى شريان نبض بنوك انگشت طبيب يا ممتحن ديگر بسرعت بطورى كه حس نمىكند معالج از براى شريان برجوع و توقف كه دليلست بر شدت حاجت قلب بترويح ايضا از انواع نبض مركب موجى است . يعنى شريان مثل موج بنوك انگشتان مىزند يعنى هنوز موج اول تمام نشده موج دوم شروع مىشود كه اين قسم زدن نبض در مرض استسقاء و ذات الرّيه و فالج پيدا مىشود كه دلالت بر رطوبت بدن مىكند ايضا از انواع نبض مركب ؟ ؟ ؟ رودليست ( يعنى كرم ) كه احساس مىشود زير انگشت كرم متحرّك است و دليل بر سقوط قوّه است ايضا از انواع نبض مركبه نملى است ( مورچهء ) يعنى مثل حركت مورچه در نهايت ضعف و دليل بر سقوط قوّه و قريب بموت پيش مىآيد و من جمله از انواع نبض مركبه منشارى ( ارهء ) و اين زدنيست از شريان شاهق و صلب و در كوبيدن و بالا آمدنش مختلف است كه ( گويا مىكوبد در بعض انگشتان در حال نزولش از بعض ) و نازل مىشود از بعض انگشتان در حال كوبيدن انگشتان ديگر را و دلالت دارد بورم كرم مثل ذات الجنب و من جمله ذنب الفار است ( دم موشى ) و اين زدن از نقصان بسوى زياده و از زياده شدن بسوى نقصان گاهى معالج احساس مىكند به قوت زدن شريان و كم‌كم پائين آمده قريب بعدم احساس