سيد احمد على خسروى
62
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
گفتار در نبض است و نشو و نمو آن رطوبت است كرارا ديده شده مردمان امكنه مرطوبه عظيم الجثّه و نموّ آنها بيشتر از ديگران است و اشخاصى كه در بلدان و امكنه كرم زندگانى مىكنند زندهدل و قواى آنها قوىتر است و زرنگ و بادوام هستند در تعريف نبض است و اين نبض زدن شريان است و شريان رگى است كه روح در او جاى دارد لغة و در اصطلاح اطبّاء حركتى است از ادعية روح مركب از انقباض و انبساط حركت وضعى نه مكانى از براى خنك كردن روح و خارج كردن فضلات آن روح مانند روده كه يك طرف او بسته باشد چون در او بدمند باز خواهد شد بمحيط « 1 » خود و چون او را بمكند جمع خواهد شد بمحور « 2 » خود و حال اتساع شريان بمحيط خودش را نبضه مىگويند پس در هر نبضة دو حركت و دو سكون متوجه شريان خواهد شد يكى حركت انبساطى بمحيط خود و يك حركت انقباضى بمحور خود و يك سكون در نزد محور و يك سكون در نزد محيط خود و و نبضات نبض در اشخاص مختلف خواهد بود بعضى سريعتر و بعضى بطئتر است و در حال صحت هرچه نبض بطئ « 3 » باشد بهتر است و در حال صحّت در هر دقيقه لااقل 60 نبضة « 4 » متوجّه شريان خواهد شد و امّا در حال مرض چون قلب احتياجش به هوا بيشتر است لذا حركت قلب سريعتر و شريان متابعت او را نموده تندتر خواهد شد اولا بايد دانست نبض اشخاص در حال صحت مختلف است و شريان هركس طبق مزاج لايق به خود داراى زدنى است
--> ( 1 ) محيط دور دايره را گويند ( 2 ) محور مركز دايره است ( 3 ) بطئ يعنى كند ( 4 ) نبضه زدن شريان است بانگشت