سيد احمد على خسروى

63

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در احساس معالج باحوال بدن از نبض زدنى است كه حاكى از حركات قلب اوست و اين را حال صحت آن شخص مىگويند و بر طبيب لازم است كه نبض اشخاص را در حال صحّت ملاحظه و امتحان نمايد تا در حال مرض انحرافش را از حال طبيعى تشخيص داده صحت و سقم او را بفهمد ولى آنچه بطور كلى معيّن شده از براى نبض طبيعى اين است كه زدن شريان نبض بايد از چهار انگشت معتدل و منظم به يكديگر كمتر و بيشتر نباشد و در هر دقيقه تقريبا 60 نبضه بزند و نبضات آن در عظم و صغر و عريض و طويل و ليّن و صلب خالى و ممتلى و حرارة داخل شريان و برودت آن بافراط و تفريط نرسيده باشد و از استواء و انتظام خارج نشده باشد و طبيب حاذق احوال داخلى مريض را روز به روز از تسخين كردن و تبريد كردن و رك زدن مريض و مسهّل خوردن و اجابت كردن مسهّل و عدم اجابت و غير اينها تشخيص خواهد داد مثالى مىزنيم تا مطلب واضح گردد مىگوئيم معالج وقتى انگشتهاى خود را بر شريان دست مريض گذاشت و نبض مريض را طويل و ممتلى يافت كه دليل است بر كثرت خون و امر برگ باسليق نمود چون روز بعد مريض را نبض او را مشاهده نمايد اگر نبض صغير و خالى بود مىفهمد كه مريض امر طبيب را معمول داشته و فصاد « 1 » هم در گرفتن خون كوتاهى نورزيده به مقدارى كه بايد و دستور طبيب بوده خون كم نموده و اگر به همان حالت روز قبل احساس نمود خواهد گفت چرا در خون كم كردن كوتاهى نموديد و نيز اگر معالج در نبض و شريان « 2 » مريض احساس بعريض بودن شريان مريض نمود كه علامت پرى بدن مريض است از رطوبات و تجويز خوردن مسهل نمود چون روز ديگر ملاحظه نبض مريض

--> ( 1 ) كسى كه كارش رك زدن است ( 2 ) شريان رگى است كه حركتى كم و روح بسيار در اوست