سيد احمد على خسروى

129

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

و الّا بايد قبلا بدفع آن بپردازند ( بوسيله فصد يا حجامت در موضع ورم و استعمال مليّنات بارده ) تا ورم دفع شود . در ادويه مسكّنه است من جمله از ادويهء مجرّبه ادويه مسكّنه است ( آرام‌كنندهء درد ) لذا لازم است بعضى از آنها را در اينجا ذكر كنيم زيرا در مورد تسكين دردها و بسط جراحات و باز كردن زخمهاى جراحت‌دار و ورم‌دار از براى طبيب لزوم پيدا مىكند بدانكه قدماء ادويه مسكّنه و بيهوش‌كننده را داخل اسرار شمرده و در كتب اسرار آنها را بقلم مخصوص ذكر كرده‌اند و از جاهلان پنهان نموده‌اند و آنچه از اين ادويه در كتب طبيه و يا در كتب ترابوتيك قديمه ( كتبى كه در آنها ذكر اثر ادويه و استعمال آنها مىشود ذكر كرده‌اند ) فعلا بعضى از آنها را ذكر مىكنيم . از مسكّنات اوجاع بزر البنج است و اين بر سه قسمست سفيد و سرخ و سياه و مقدار شربت سفيد آن از 6 گندم تا نيم مثقال است و از سرخ آن از 2 گندم تا 6 گندمست و از سياه آن از يك قيراط كه يك گندم باشد تا چهار گندمست كوبيده با قند مخلوط كرده بخورند خواب‌آور و مسكن اوجاعست و بزر البنج با ترياك مساوى مخلوط كرده حب سازند ( باندازهء نخود ) دانهء از آن را بخورند خواب بسيار آورد نيم مثقال بزر البنجرا جوشانده صاف كرده نيمگرم مضمضه كنند درد دندان را ساكت مىكند و طبيخ آن را بالاى عضو دردكننده گذارند مسكن است و اگر آن را بكوبند داخل آب كرده شيره‌اش را بكشند و با كمى عسل مخلوط كرده در گوش چكانند مسكن درد گوش است بطور كلى مانند ساير مسكّنات استعمال مىشود اعم از خوردن و ماليدن و نطول نمودن . بزر البنج در غلافيست شبيه به گل انار كه دانه داخل غلاف را بزر البنج و خود نبات آن را بنج گويند شكل نباتش شبيه بحلبهء بلكه كوچكتر و اگر 3 مثقال از آن بخورند كشنده است ( بوسيلهء خواب زياد ) و علامت كسى كه آن را خورده بسيارى خواب . كف كردن دهان . حرف نزدن . سفيدى رنگ