سيد جلال مصطفوى كاشانى

58

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

مىكند و باعث ترشح تيروكسين مىشود ، به اين وسيله سرعت و شدت سوخت‌وساز بدن را نيز زياد و آن را گرم مىكند . درحقيقت ، حكم يك دارو را دارد ؛ زيرا قرص يا آمپول تيروكسين و گرانول يا آمپول استريكنين نيز داراى همين خاصيت است . 8 - 3 - 2 - غذاى مطلق ، غذاى دوايى و دواى غذايى اكنون به طب قديم ايران مراجعه و ثابت مىكنيم كه پزشكان قديم غذاهايى را مىشناختند كه اثر تحريكى در دستگاه عصبى - غددى بدن نداشت و آن‌ها را غذاى مطلق مىناميدند و غذاهايى را كه اثر تحريكى داشتند ، مىشناختند و آن‌ها را غذاى دوايى و دواى غذايى مىناميدند . در كتاب خلاصة الحكمه صفحه 161 چنين مىخوانيم : « 1 » غذاى مطلق آن است كه تأثير و تأثر آن در بدن به ماده فقط باشد نه به كيفيت « 2 » ، بدين قسم كه چون وارد بدن گردد ؛ بدن از آن متأثر و متغير نشود ، و از مزاج اصلى خود نگردد « 3 » بلكه در آن تصرف نموده و صورت غذايى آن را متغير و متبدل گرداند كه صورت اصلى آن نماند « 4 » و مستحيل به صورت خلطى شود « 5 » و ما بالقوهء آن را بالفعل آورد و مستعد اين شود كه بگردد جزء عضو و بر اقطار ثلاثه اعضا بيفزايد و فائض گردد بر آن صورت عضوى از مبدأ فياض جلّ اسمه . در صفحهء 188 ، به صورت صريح ذكر مىكند كه غذاى مطلق با رساندن بدل ما يتحلل ، حرارت حيوانى را حفظ مىكند و مىنويسد :

--> ( 1 ) . تأليف محمد حسين علوى است كه در سال 1185 هجرى قمرى تاليف شده است . ( 2 ) . منظور از كيفيت ؛ چهار كيفيت گرمى ، سردى ، ترى و خشكى است كه در بسيارى از مواد غذايى بالقوه وجود دارد . اين غذاها پس از ورود به بدن ، اين كيفيات را به وجود مىآورند ؛ مثلا ، غذايى كه بالقوه گرم است در بدن حرارت ايجاد مىكند . ( 3 ) . منظور از جمله « بدن از آن متأثر و متغير نشود » با اصطلاحات علمى امروز ، اين است كه غذايى يافت شده كه مراكز عصبى - غددى را تحريك نكند ؛ و مقصود از جملهء « بدن از مزاج اصلى خود نگردد » اين است كه در بدن گرمى ، سردى ، خشكى و ترى ايجاد نكند . ( 4 ) . و اين عمل پس از هضم غذاها به وجود مىآيد . ( 5 ) . دربارهء اخلاط بعدا بحث خواهد شد .