سيد جلال مصطفوى كاشانى

52

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

8 - 2 - رعايت شرايط متابوليسم پايه « 1 » در تشخيص مزاج‌ها به وسيلهء حس لامسه آيا پزشكان قديم ايران اين عوامل را مىشناختند و در جلوگيرى از دخالت و تأثير آن‌ها ، در تشخيص صحيح مزاج‌ها توفيقى به دست آورده بودند ؟ يا به آن‌ها توجهى نداشتند و راه خطا را مىپيمودند ؟ اگر بگوييم قدما كليهء شرايطى را كه امروزه در اندازه‌گيرى متابوليسم پايه رعايت مىشود ، مىشناختند و آن‌ها را در مورد تشخيص مزاج‌ها به كار مىبردند ، شايد اين گفته به افسانه شبيه‌تر باشد تا به حقيقت ، ولى پس از توضيح مطلب ، معلوم خواهد شد كه اين ادعا افسانه نيست ، بلكه عين حقيقت است . پزشكان قديم ايران طبق مدارك صريح كتبى كه در آثار تأليفى آنان منعكس است ، فقط با حس لامسه ، گرمى و سردى مزاج را در اشخاص تشخيص مىدادند و در نظر مىگرفتند كه اين شخص از كليهء عوامل گرم‌كننده و سردكننده بدن ، كه مخل اندازه‌گيرى متابوليسم است ، بر كنار بوده باشد . در اينجا ، عين يكى از اين مدارك را نقل مىكنيم ، سپس به توضيح در اطراف آن مىپردازيم . محمد حسين علوى در كتاب خلاصة الحكمه ( چاپ هندوستان ، ص 104 ) ، كه حدود دويست سال پيش تأليف شده است ، مىنويسد : « از ده راه مختلف مىتوان مزاج‌ها را شناخت » و مطالبى را كه شرح مىدهد ، كم‌وبيش ، از قانون ابن سينا و كتاب‌هاى قديمى ديگر گرفته است . اولين طريقه ، عبارت است از لمس پوست بدن . ابتدا مىنويسد : [ اگر ] شخص لامس خود معتدل المزاج باشد پس از هر بدنى منفعل نخواهد گشت از آن چون لمس نمايد آن را خواهد دانست كه معتدل است . زيرا شئ از مشابه و مماثل خود منفعل نمىگردد و ملمسى كه مخالف ملمس معتدل باشد خواه لامس خود معتدل باشد و از آن منفعل گردد و يا لامس عالم به اعتدال باشد آن ملمس غير معتدل است . در اينجا به‌طورىكه مىبينيم ، مىنويسد حتى ممكن است لمس‌كننده معتدل المزاج نباشد بلكه عالم به اعتدال باشد ؛ يعنى ، اگر طبيب ، مثلا هيپرتيروئيدى داشته باشد و درجه حرارت بدنش گرم‌تر از معتدل المزاج باشد و دست به بدن معتدل المزاجى بزند ، بااينكه حس سردى

--> ( 1 ) . [ در متن اصلى « متابوليسم بازال » آمده است ] .