سيد جلال مصطفوى كاشانى
53
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
مىكند ، با اين همه ، چون به اين نكته توجه دارد كه خودش گرممزاج است و به كيفيت اعتدال مزاج هم از راه دقت و تمرين در حس لامسه آشنا است ، بنابراين ، دربارهء مزاج آن شخص حكم غلطى ارائه نمىكند . اطباى قديم چون از وسايل پاراكلينيك براى تشخيص امراض استفاده نمىكردند ، حواس پنجگانه آنان جانشين آن مىشد و در اين راه دايما در تمرين و ممارست بودند . به اين جهت از راه لمس كردن ، با كمال دقت و مهارت ، حتّى تغييرات جزئى درجه حرارت پوست بدن بر آنان معلوم مىشد . مؤلف سپس مىنويسد : چون لمس نمايد و منفعل گردد لامس از ملموس ، به سخونت و گرمى در بلدان معتدلهء الهوا ، دلالت مىنمايد بر حرارت مزاج ملموس و اگر منفعل گردد از آن به برودت ، دلالت مىكند بر برودت مزاج او بدون اينكه به سبب امر خارجى عارضى آن سخونت و برودت عارض شده باشد . معنى اين جمله اين است كه اگر طبيب به وسيله حس لامسه در شخصى ، سخونت ( گرمى ) يا برودت ( سردى ) تشخيص دهد ، دلالت مىكند بر گرمى يا سردى مزاج آن شخص ، مشروط بر اينكه اين گرمى و سردى علّت خارجى نداشته باشد . مؤلف در مباحث جداگانهاى تحت عنوان مسخنات و مبردات ، كليه عوامل گرمكننده و سردكننده بدن را كه باعث افزايش يا كاهش درجه حرارت اشخاص مىشود ، ذكر كرده است . 8 - 3 - بررسى شرايط تعيين متابوليسم پايه اكنون براى اينكه معلوم شود اين عوامل همانهاست كه در شرايط متابوليسم پايه در كتابهاى امروزى قيد شده است و ثابت شود كه اطباى قديم براى تشخيص مزاجهاى گرم و سرد ، همان اصولى را به كار مىبردند كه امروزه براى اندازهگيرى متابوليسم پايه به كار مىبرند ، به شرح اين شرايط ، به نقل از كتابهاى فيزيولوژى جديد مىپردازيم و آنها را با مطالب مندرج در كتابهاى طب قديم تطبيق مىدهيم . در كتاب فيزيولوژى ، تأليف دكتر على كاتوزيان ، جلد 2 ، صفحه 223 آمده است :