سيد جلال مصطفوى كاشانى
51
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
در چنين حالى ، بر شدت سوختوساز بدن و متابوليسم او افزوده مىشود و بدنش گرمتر از همه خواهد شد . اگر در اين حال ، آن آزمايشكننده ، كه گفتيم معتدل المزاج است و حس لامسه او معيار تشخيص گرمى و سردى است ، بدن اين شخص را لمس كند ، گرمى درمىيابد . اگر ملاك تشخيص مزاج ، بدون توجه به اين شرايط ، صرفا بر لمس كردن قرار گرفته باشد ، بايد حكم كند كه مزاج او گرم است ؛ درحالىكه مىدانيم اين حكم خطاست ، زيرا اين گرمى عارضى است و بر اثر حركات بدنى پيدا شده است و نبايد آن را ملاك تشخيص قرار داد . همچنين فرض مىكنيم تمام شرايط متابوليسم پايه موجود باشد ، جز اينكه يكى از اين پنج نفر كه سرد مزاج است ، غذاهاى خاصى خورده باشد ، در اين صورت « عمل ديناميك مخصوص غذاها » در بدن او حرارت ايجاد مىكند . براى سرعت بخشيدن به ايجاد اين حرارت ، كافى است يك اسيد آمينه يا گلوكز به وريدش تزريق شود ؛ در اين حال نيز اگر شخصى كه مزاجى معتدل دارد دست روى بدن اين شخص بگذارد ، گرمى احساس مىكند و حكم خواهد كرد كه او گرممزاج است ، درصورتىكه اين حكم نيز خطاست و گرماى آن عارضى است . در زندگى روزانه ، علاوه بر حركات بدنى و مصرف كردن غذاها ، عوامل ديگرى نيز از قبيل گرما و سرماى محيط ، هيجانات عصبى و روحى و داروهايى كه مصرف مىشوند ، همه در تغيير حرارت توليدى و افزايش و كاهش درجه حرارت بدن مؤثرند . به اين جهت ، اگر طبيب معتدل المزاج هم باشد ، نخواهد توانست با حس لامسه ، گرمى و سردى مزاج را ، يعنى خصيصهاى كه از ويژگىهاى برجسته و ثابت هر فرد است ، تشخيص دهد و بايد حتما اشخاصى كه مورد آزمايش قرار مىگيرند در وضعيتى باشند كه از تأثير اين عوامل بر كنار باشند .