سيد جلال مصطفوى كاشانى
46
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
بالأخره گروهى از حالات رماتيسم مزمن و صداع شقى ( ميگرن ) و آسم را بايد در رديف بىكفايتىهاى غدهء تيروئيد محسوب داشت . آيا تعداد كسانى كه در جوامع كنونى به اين اختلالات و ناراحتىها دچارند ، كم است ؟ بايد پرسيد كه اين بيماران را كه بايد درحقيقت نيمه بيمار ناميد ، امروزه چگونه درمان مىكنند و ملاك عمل پزشكان براى درمان آنها چيست ؟ آيا جز اين است كه همهروزه صدها و هزاران نفر نظير اين افراد به كلينيكها و مطب پزشكان مراجعه مىكنند و از اختلالات مزمنى كه ماهها بلكه سالها آنان را رنج مىدهد لب به شكايت مىگشايند و پزشكان نيز جز توسل به معالجههاى سطحى و ظاهرى و تجويز داروهاى مسكن به كار ديگرى نمىپردازند ؟ اينجاست كه ارزش واقعى طب قديم ايران و شخصيت علمى پزشكان قديم معلوم مىشود ، زيرا آنان با ممارست به تبحرى در شناختن مزاجها دست يافته بودند كه از موى سر تا ناخن پا ، در هر يك از بيمارىها وضع مزاجى را دخيل مىدانستند و معيار تشخيص و درمان آنها در كليهء بيمارىها توجه به مزاج اصلى و عارضى بيماران بود ، به علت همين تمرين دايم ، منشأ اختلالات و عوارضى را كه نام برديم ، به سهولت درمىيافتند . اگر به كتب طب قديم مراجعه كنيم ، خواهيم ديد در فصول و ابواب جداگانه كليهء اين علايم بيمارى را تحت عنوان « سوء مزاج بارد » شرح دادهاند و بهجرأت مىتوان گفت به همان سهولتى كه امروز ما ميكسدم را تشخيص مىدهيم آنان كمكارى خفيف تيروئيد را تشخيص مىدادند . علت موفقيت پزشكان قديم در تشخيص و درمان بيمارىها ، اين بود كه در طبقهبندى بيمارىها نقش ازدياد و نقصان متابوليسم پايه و بهاصطلاح خودشان گرمى و سردى مزاج را فراموش نمىكردند . درحقيقت بايد بگوييم كه كليهء بيمارىها را از دريچهء چشم يك نفر متخصص غدد نگاه مىكردند و دانش پزشكى را در مورد انسانها از لحاظ ارتباط بيمارى با اختلالات غدد درونريز معتبر مىدانستند . پزشكان امروزى نيز اگر بخواهند در تشخيص بيمارىها توفيق بيشتر و كاملترى پيدا كنند ، بايد همين اصل را رعايت كنند ، اصلى چنان متين و محكم كه