سيد جلال مصطفوى كاشانى

440

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

ناپرهيزى را نزد مردم ، خصوص بيمار بهانه‌جوى رخصت طلب ننمايد و باب اين كارها را بر آن‌ها نگشايد . پزشكان قديم ايران نه تنها دربارهء سجاياى اخلاقى پزشكان ، بلكه دربارهء رفتار و سلوك بيماران نسبت به اطبا نيز ، اندرزها و توصيه‌هايى كرده‌اند كه آن‌ها را از همان كتاب خلاصة الحكمه نقل مىكنيم : در بيان آداب و شرايط و اخلاق بيمارى كه براى درمان به پزشك مراجعه مىكند و آن پنج است : اول : آنكه بايد طلب نمايد و اختيار كند طبيبى را كه متصف به اوصاف و اخلاق پيش‌گفته كلا يا بعضا باشد و اعتقاد بدان داشته باشد و اگر چنين كسى در بلاد او يافت نشود كه هم عامل و هم عالم هر دو باشد ، ناچار ، اختيار نمايد طبيب را كه عالم باشد گرچه در عمل قاصر يا تارك بود ، زيرا كه بر عامل بىعلم چندان اعتمادى نيست و عالم در همه‌وقت و حال و مرض ، داروهاى مضر و سمّى يا مجهول الاثر استعمال نخواهد كرد . دوم : آنكه چون رجوع به طبيبى آورد بايد كه خود را به تمامى به دو سپارد و به كل دست از اراده و اختيار و خواهش خود بردارد و آنچه او گويد به‌عمل آورد و آنچه كه قبول نمايد و چون‌وچرا نگويد . سوم : آنكه بايد بداند و معتقد باشد كه بهتر از او طبيبى نيست و احيانا اگر مرض او در بين معالجه شدت يابد و يا به طول انجامد متفكر و مشكوك نگردد كه رجوع به طبيب ديگر آورد و هم‌چنين خود را تخته مشق اطبا سازد . چهارم : آنكه با طبيب به حسن خلق و ادب و حرمت و ملايمت تكلم و معاشرت نمايد و با او خشونت و سخن ركيك نگويد و اگر از او منقطع گردد و به طبيب ديگر رجوع آورد از او بدگويى و مذمت ننمايد هرچند او بر خطا و غلط بوده و رأى صائب نداشته . پنجم : اگر براى طبيب معالج خود تحفه و هديه آورد بايد كه موافق و لايق او آورد و آن را حقير شمارد و قربى و عظمى بر آن قرار ندهد و اگر قبول نمايد بر او منت نگذارد و سرزنش نكند و مايه تفاخر و تكبر خود و مذمت و حقارت او نسازد ، بلكه بر خود منت نهد كه او قبول نمود و دست رد بر او نگذاشت زيراكه او محنت‌كشيده و تشويش نموده و كسى كه معالج كسى است او مىداند كه بر او چه مىگذرد نه ديگرى بالجمله ما دام كه او مريض است گويا خود او مريض است به‌خصوص در بيمارىهاى سخت و حاد كه واسطهء تندرستى او شده و او را از قيدوبند بيمارىها رهايى داده ، به‌خصوص اگر متمول و توانگر باشد و طبيب به سبب توجه و اشتغال به تحصيل علم و عمل و