سيد جلال مصطفوى كاشانى
441
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
معالجه از اشتغال به كسب و تحصيل معيشت خود و عيال خود بازمانده و تنگدست باشد زيراكه از يك كس دو كار نيايد ، مگر اينكه با صحت و تندرستى هيچ چيز برابر نمىكند چنانكه گفتهاند : چرا نالد كسى از تنگدستى * كه گنج بىقياس است تندرستى و بعد صحت و شفا هميشه تعظيم و حرمت پزشك را در مجالس و غيرها مرعى دارد و او را نرنجاند كه گفتهاند : چو به گشتى طبيب از خود نيازار * چراغ از بهر تاريكى نگهدار اين بود يك نمونه از نصايح پزشكان قديم ايران دربارهء اخلاق و رفتار پزشك كه پس از انقراض ساسانيان تا يك قرن پيش ، همواره پزشكان به آن عمل مىكردند و به علت پاكنهادى ، تعليم و تربيت دينى و ايمان مذهبى محكمى - كه در ادوار مختلف ، آثار آن كاملا مشهود و به صورت سنت و عادات و آداب اجتماعى درآمده بود - كمتر از اين دستورها تخطى مىكردند . آخرين اثر كتبى كه از اين اندرزهاى حكيمانه براى ما باقى مانده است شرح كوتاهى است به قلم كاظم ابن محمد رشتى ، ملقب به ملك الاطباء ، كه ضمن صدور يك اجازهنامه طبابت براى ميرزا عبد اللّه فرزند ميرزا محمد على طبيب قائنى خراسانى بيان شده است ( اين اجازهنامه كتبى در خاتمه كتاب شرح بر فصول بقراط چاپ 1298 هجرى قمرى درج شده است ) . توضيح آنكه در زمانهاى قديم كه دانشكدههاى پزشكى وجود نداشت ، اجازهء طبابت نيز مانند اجازهء اجتهاد ، كه از مراجع عالىقدر صلاحيتدار صادر مىشد ، از طرف اطباى طراز اول ، كه غالب آنها پزشك مخصوص دربار سلاطين بودند ، صادر مىشد . بههرحال ملك الاطبا به عنوان نصيحت و اندرز چنين مىنويسد : طبيب اگر مريضى داشته باشد كه در تشخيص مرض او مشكوك باشد البته با اطباى دانشمند مجرب مشورت نمايد ، اجتماع بيماران را كمال طبابت نداند . طبيب بايد روزى سه چهار مريض از روى دقت ببيند بعد در فكر آنها باشد تا روز ديگر .