سيد جلال مصطفوى كاشانى

436

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

پناه بر خدا از چنين اتفاقات و خطاها و از چنان مجازات‌ها ولى با نهايت تأسف بايد به اين حقيقت تلخ‌تر از زهر اعتراف كنيم كه اگر آن قانون كذايى حمورابى ، امروز در جوامع بشرى اجرا شود و يك مرجع عالى صلاحيت‌دار علمى ( كه آن هم متأسفانه وجود ندارد ) براى رسيدگى به امور پزشكى و تحقيق در درستى و يا نادرستى دستورهاى طبى كه از طرف پزشكان جهان براى درمان بيمارىها صادر مىشود مأمور شود و پس از رسيدگىهاى دقيق ، قانون حمورابى را اجرا كنند ، اكثريت پزشكان جهان را بايد به نقص اعضاى بدن محكوم و مجازات كنند و تعدادى از آنان را كه شمارشان هم كم نيست به قتل رسانند . صدها دليل و مدرك زنده براى اثبات اين مدعاى بزرگ در دست است كه شمه‌اى از آن‌ها را به‌موقع خود ذكر خواهيم كرد . در اينجا به عنوان نمونه ، فقط به ذكر يك فقره از آن‌ها اكتفا مىشود و آن ، اين است : يكى از پزشكان آمريكا براى يك كودك مبتلا به آسم ، شياف تئوفيلين تجويز مىكند ، در دومين شياف حال كودك بدتر مىشود ، ولى پزشك اين بدتر شدن حال بيمار را به حساب سير بيمارى گذاشته و به درمان ادامه مىدهد در شياف دوازدهم كودك به علت شدت مسموميت از تئوفيلين فوت مىكند . هزاران نظير اين حادثه ناگوار وجود دارد كه فوت بر اثر مسمويت سريع يا مسموميت تدريجى و طولانى طى چندين ماه يا چندين سال و پيدايش اختلالات و ضايعات جبران‌ناپذير در اعضا به علت معالجات غلط كنونى پيدا شده است ، كه در جاى خود به تفصيل شرح داده خواهد شد . همان‌طور كه قبلا گفتيم يكى از مهم‌ترين مباحث علم اخلاق پزشكى ، بررسى و بحث در معلومات طبى پزشك است لذا براى انجام صحيح اين برنامه بايد پيرامون اين موضوع ، به‌طور دقيق و كاملا بىطرفانه رسيدگى و مطالعه شود . بارى ، يادگارهاى زيادى از نصايح و اندرزهاى پزشكى ، به قلم پزشكان نامى ايران ، در طول مدت هزار و چهارصد سال گذشته ، يعنى از انقراض سلسله ساسانى به اين طرف كه مذهب اسلام در ايران رواج داشته است ، در كتاب‌هاى طبى قديم ايران ديده مىشود كه ما فقط به ذكر يك نمونه از آن‌ها اكتفا مىكنيم و آن اندرزهايى است كه محمد حكيم محمد حسين خان بن حكيم هاشم المخاطب به معتمد الملوك در سال 1185 هجرى قمرى ( تقريبا