سيد جلال مصطفوى كاشانى

437

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

210 سال پيش ) در كتاب خلاصة الحكمه ذكر كرده است و ما آن را با مختصر تحريفى نقل مىكنيم : از جمله آداب و اخلاق طبيب بيست امر است : اول : آنكه در هنگام معالجه ، خود را در ميان نبيند و شافى حق را داند و بيند و معلم و استاد خود را بستايد و شكر و احسان او نمايد و بايد هركس كه سخن نيكو و امرى پسنديده بيان نمايد و يا غلط يا خطايى از او صادر گردد يا اظهار كند ، بلاتأمل در رد و انكار او درنيايد و معارض با كسى نگردد ، خواه حق باشد يا باطل و بدگويى و زشت‌گويى از طبيب ديگر نكند و خطاى ديگران را مايه افتخار و عزت خود نشمارد ، بلكه مايه تنبه و هشيارى خود داند كه خود چنين تدابير ننمايد . دوم : آنكه بايد به حسن خلق و بشاشت و لطف كلام ، احوال‌پرس بيماران باشد و اگر سوء تدبيرى نمايند ، به‌زودى ، از جا درنيايد و غضب نكند و از خود نرنجاند و سخنى نگويد كه باعث نوميدى ايشان گردد ، بلكه با لطف و مدارا مكرر سخن آن‌ها را بشنود و به عنوان نصيحت و موعظه ، ايشان را از ناپرهيزى و سوء تدبير بازدارد و بگويد : « زحمت و مشقت چند روزى را براى صحت و تندرستى دايمى بايد اختيار نمود كه اين سهل است و آن دشوار » . سوم : آنكه نگاهدارندهء اسرار بيماران باشد و راز بيمارى آن‌ها را خصوصا بر كسانى كه نخواهند ايشان مطلع گردند ، فاش نسازد ، زيرا كه بسا بيمارىها است كه پدر از پسر ، پسر از پدر ، برادر از برادر ، همشيره از همشيره ، زن از شوهر و شوهر از زن ، كه نزديك‌تر از ايشان به همديگر كسى نيست ، مخفى مىدارد چه جاى دوردستان . چهارم : آنكه چون كسى به بيمارى مسرى مانند آتشك ، جرب ، جذام و امثال اين‌ها به سبب معاضرت و مباشرت با صاحبان آن امراض مبتلا گردد ، آن‌ها را تشنيع بدان ننمايد ، بلكه به حسن خلق مداوا نمايد و بعد از صحت به عنوان نصيحت منع نمايد كه ديگر به امثال چنين كسان مباشرت و مجالست ننمايد . پنجم : آنكه حريص باشد بر معالجه و تدبير بيماران و تحقيق بيمارىها و داروها ، چه قديم و چه نو ، چه مفرد چه مركب و معرفت اين‌ها به مشاهده و تجربه و اكثر مشغول به مطالعه كتب و فهم و حفظ گفته‌هاى پيشينيان و معاصرين و مجربين و شركت در جايگاه عمل و بيمارستان‌ها و مواضعى كه بيماران بسيار باشند ( درمانگاه‌هاى عمومى ) و مذاكره و مشورت با استادان حاذق و اطباء ماهر نمايند و اگر سخن حقى و دليل صدقى كه خوانده‌اند از ايشان شنود ، به حسن قبول اذعان نمايد و ممنون گردد و هم‌چنين اگر به غلط باشد و يا به سهو از او صادر گشته و يا ديگرى او را متنبه گرداند و بازآيد و اصرار بر غلط و سهو خود نكند كه علامت جهل مركب است .