سيد جلال مصطفوى كاشانى

434

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

ناگفته نماند كه پزشكان عصر ساسانى ، خاصه آنان كه در مكتب جندىشاپور تعليم و پرورش يافته بودند علاوه بر رعايت اصول اخلاق و آيين پزشكى ، احاطه و تسلطى نيز در پيشگيرى و درمان بيمارىها و توجه دقيقى به بهداشت ، مخصوصا بهداشت تغذيه داشته ، آثارى كه از آن‌ها باقى مانده و به پزشكان دوران حكومت اسلامى بعد از ساسانيان رسيده است ، مؤيد اين امر است . 6 - علم اخلاق پزشكى در ايران ، از زمان انقراض سلسلهء ساسانى تا يك قرن پيش تمدن و فرهنگ ساسانى ، چنان‌كه مىدانيم ، با هجوم و استيلاى عرب برافتاد و كتابخانه‌هاى آن سوخت . بعد از استقرار حكومت عربى ، چون بالأخره به طب احتياج بود ، با تشويق و ترغيب خلفاى عباسى و همت بزرگانى كه اكثر آن‌ها از ايرانيان بودند ، طب رواج يافت و ترجمهء رساله‌ها و كتب طبى معمول شد . بيشتر كسانى كه در قرن‌هاى اول اسلامى به طبابت اشتغال داشتند ، از ايرانيان زردشتى مذهب ، يا از مسلمانان ، نصرانيان و يهوديان بودند كه ابتدا دنباله‌رو دانشگاه جندىشاپور بودند و از آثار و تأليفات طبى آن دانشگاه استفاده مىكردند ، سپس عده‌اى از دانشمندان ، كه غالب آن‌ها نصرانى و يهودى بودند ، به تشويق و امر خلفاى عباسى ، به ترجمه و نقل كتاب اطباى قديم يونان از زبان يونانى به عربى پرداختند . اطبا و فلاسفه مسلمان معتقد بودند كه اولين طبيب ، پيغمبرى ادريس‌نام بوده است و علم طب به او از طرف خدا وحى شده بوده ؛ به‌عبارت ديگر ، علمش علم الهى بوده و او آن را به اشخاص ديگر آموخته است . از جمله شاگردان او و بهترين آن‌ها اسقليبيوس يونانى بوده است كه كمال ارادت را به او داشته و شهادت داده است كه ادريس نمرده است بلكه فرشتگان به امر خدا او را به آسمان برده‌اند ، بسيارى از اطباى ملل مسلمان اسناد طبابت خود را به اسقليبيوس و از او به ادريس پيغمبر مىرسانند و عده‌اى ديگر ( از جمله ، حكيم محمد حسين خان بن حكيم محمد هاشم المخاطب به معتمد الملوك ، مؤلف كتاب‌هاى