سيد جلال مصطفوى كاشانى
432
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
دنياى متمدن قديم رواج داشته و دنباله آن تا به امروز نيز كشيده شده است ، منتها در هر عصر و دوران ، برحسب اوضاع علمى زمان ، آن را بهگونهاى تعبير و تفسير كردهاند . 5 - علم اخلاق پزشكى در دورهء ساسانيان در سال 529 ميلادى ، پس از آنكه به فرمان امپراتور ژوستىنين مكتب آتن بسته شد ، بازماندگان افلاطونىها از پيشوا و پيروان در تيسفون به دربار خسرو اول ، انوشيروان ، پناهنده شدند . در اين هنگام علم ، حكمت و فلسفه ، كه از يونان رانده شده بود ، به امپراتورى وسيع ايران روى آورد . ( مجلهء « مسايل ايران » ، مهر و آبان 1350 ، ص 22 ، مقاله از هانرى شارل پوئش ، مستشرق فرانسوى ) تأسيس دانشگاه جندىشاپور در زمان ساسانيان ، كه دنبالهرو تمدن و كشوردارى هخامنشيان بودند و اجتماع عده زيادى از حكما و پزشكان در آنجا و در دربار انوشيروان ، نمايانندهء توجه كامل ايرانيان عصر ساسانى به طب ، حكمت و نجوم است . مطالبى كه از برزويه پزشك روايت كردهاند ( كه به دستور انوشيروان به هندوستان رفته و كتاب كليله و دمنه را به ايران آورده و به پهلوى ترجمه كرده است ) بسيار جالب ، قابل توجه و نمودارى از طرز فكر ، روحيه ، تقوى ، صلاح و خلاصه اخلاق پزشك ايرانى در عصر ساسانى است . براى اطلاع بيشتر چند سطرى از آن را ، كه در كليله و دمنه عبد اللّه بن مقفع و به نقل از آن در كليله و دمنه بهرامشاهى ذكر شده است از ترجمهء ابو المعالى نصر اللّه منشى ( در حدود 539 هجرى ) ، با مختصر تحريفى ، جهت سهولت فهم در اينجا نقل مىكنيم . برزويه مىگويد : و چون سال عمرم به هفت رسيد مرا به آموزگار سپردند و پس از آنكه در نوشتن توانا و ماهر شدم ، نظر كردم كه علمى بياموزم و نخستين چيزى كه به آن پرداختم ، علم طب بود و چندانكه اندك وقوفى افتاد و فضيلت آن بشناختم ، به رغبت صادق و حرص غالب در تعلّم آن مىكوشيدم تا بدان صنعت شهرتى يافتم و در معرض معالجت بيماران آمدم . آنگاه نفس خويش را ميان چهار كار ، كه تكاپوى اهل دنيا از آن نتواند گذشت ، مخير گردانيدم : وفور مال و لذات حال و ذكر ساير و ثواب باقى . و پوشيده نماند كه علم طب نزديك همه خردمندان و در تمامى دينها ستوده است و در كتب طب آوردهاند كه فاضلتر اطبا آن است كه بر معالجت ، از جهت ذخيرت آخرت مواظبت نمايد كه به ملازمت اين سيرت ، نصيب دنيا هرچه كاملتر بيايد و رستگارى عقبى مدخر . چنانكه غرض كشاورز در پراكندن