سيد جلال مصطفوى كاشانى

425

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

دارد كه او را از نظر نفع مادى ، آن‌طور كه شايد و بايد به حساب بياورند - فداكارى و از خودگذشتگى ، كه پزشك در اكثر موارد ضمن اشتغال به حرفه پزشكى از خود بروز مىدهد ، به‌هيچ‌وجه ، مانع از اين نيست كه بين او و اجتماع ، همان‌طوركه در هر شغلى وجود دارد ، يك رابطهء مادى برقرار باشد و اگر كسى فكر كند كه حرفهء پزشكى يك حرفه كاملا معنوى است و طبيب نبايد ابدا به ماديات فكر كند ، بايد متقابلا بداند كه اجتماع هم نبايد از اين طرز فكر سوء استفاده كرده و حقوقى را كه پزشك به گردن بيماران دارد فراموش كند . پس از ذكر اين مقدمه ، بايد بگوييم نقش پزشك در جامعه از لحاظ دئونتولوژى يا علم اخلاق پزشكى دو چيز است : يكى اينكه از نظر رفتار و سلوك و سجاياى اخلاقى متصف به صفاتى باشد كه اختصاص به پزشكان دارد ، دوم اينكه پزشك از نظر معلومات پزشكى ، به‌خصوص از لحاظ تشخيص و درمان بيمارىها كه هدف اصلى و نهايى اين حرفه شريف است ، تا آنجا كه ممكن است ، مانند سربازى كه با تجهيزات كامل جنگى خود را براى نبرد با دشمن آماده مىكند ، بايد به اسلحهء علم مجهّز باشد و الّا اگر طبيب ، خداوند اخلاق هم باشد ولى نقص و فتورى در معلومات او وجود داشته و از عهدهء تشخيص و درمان بيمارىها برنيايد به وظيفهء اصلى پزشكى خود عمل نكرده است بلكه مسلّما زيانش در جامعه به‌مراتب بيش از سودش خواهد بود . به علت همين زيان رساندن بر اثر ناكافى بودن معلومات پزشك است كه از زمان‌هاى بسيار قديم ، پيش‌كسوتان دانش پزشكى يك شرط بزرگ براى پزشكان معين كرده‌اند كه در كتاب‌هاى اروپايى به اين عبارت ادا شده است : « مقدم بر هر چيز ، زيان نرساندن است » « 1 » و منظور از اين جمله اين بوده است كه درمان‌هاى پزشكى ، نبايد توأم با زيان رساندن به بيماران باشد ، و به همين علت است كه نظامى گنجه‌اى شاعر بلندپايه ايرانى گفته است : در ناف دو علم بوى طيب است * وان هر دو فقيه يا طبيب است مىباش طبيب عيسوى هش * اما نه طبيب آدمىكش با كمال تأسف ، بايد به اين حقيقت تلخ اقرار كنيم كه علىرغم تبليغات گوش‌خراشى كه سروصداى آن در جهان پر شده است ، در تمام طول تاريخ پزشكى ، هرگز تا اين اندازه نابسامانى ، آشفتگى ، تشتت و تناقض‌گويى در آرا و عقايد پزشكى وجود نداشته است و

--> ( 1 ) . Primo no nocere