سيد جلال مصطفوى كاشانى

193

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

ملتى هستند تظاهر و خودنمايى كنند و پس از مراجعت به وطنشان ، نام خود را در مطبوعات چاپ و به همكاران فخرفروشى كنند ؟ چرا در چنين سمپوزيوم بزرگى ، كه اهميت جهانى داشت ، پروفسور هانرى باروك ، اين عالىترين مرجع صلاحيت‌دار ، و شخصيت‌هايى نظير او شركت نكردند ؟ و فقط كسانى از نوخاستگان براى ابراز وجود و عرضه كردن هرگونه فانتزى فكرى خود ، به عنوان تازه‌ترين مطالب علمى ، دور هم جمع شدند ؟ دكتر مرى برازيه از آمريكا پيرامون تاريخچهء اضطراب به داستان‌سرايى پرداخت و سخنانى درست و نادرست دربارهء دوتايى تن و روان در طول تاريخ روان‌پزشكى گفته است . ظاهرا هنگامى كه در فرانسه ، در هتلى مجاور دانشكده اقامت داشته است ، مشاهده مىكند كه دانشجويان پزشكى عصيان‌زده و معترض و استادان ناراضىاند . پليس وارد دانشكده مىشود و آنجا را اشغال و افراد عامل تحريك را توقيف مىكند . در چنين حالتى ، تعدادى روان‌پزشك در دانشكده مشغول بحث پيرامون فايده و ضررهاى برگشت روان‌پزشكى فرانسه به دوتايى و دواليست بودند ! اين سخنان روان‌پزشكان فرانسوى ما را به ياد بحث و جدال كشيشان قرون وسطى ، كه پيرو مكتب مردود اسكولاستيك بودند ، مىاندازد . آنان نيز هنگام مباحثه ، دل خود را به الفاظ خوش مىكردند . موضوع مباحثات هم از اين قبيل بود : آيا علم خدا افزايش‌پذير هست يا نه ؟ آيا كبوترى كه روح‌القدس به صورت او درآمد ، حيوان واقعى بود ؟ « اقنوم » اول كه نازاده است آيا اين خاصيت ذاتى اوست ؟ پيش از خلقت آدم ، فرشتگان كجا منزل داشتند ؟ خلاصه اينكه سخنان دكتر مرى برازيه كه پيرامون دوتايى جسم و روح در طول تاريخ بحث مىكرد و ضمن آن داستان دانشكده پزشكى پاريس و پليس فرانسه و مناظرات روان‌پزشكان فرانسوى پيش كشيده شد ، نه هيچ‌گونه جنبهء علمى و تحقيقى داشت و نه فايده‌اى به مخاطبان بخشيد . پروفسور پلتزشه از سوئيس كه با چوب‌دستى خود ژست گرفته و پيرامون جنبه‌هاى زيست‌شناسى اضطراب ، داد سخن مىداده ، مطالبى دربارهء داروهاى نورولپتيك گفته است كه