سيد جلال مصطفوى كاشانى
194
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
واقعا شنيدنى است ، از جمله اينكه داروهاى نورولپتيك ، مثلا كلرپرومازين موجب افزايش زياد اسيد اومووالينيك مىشود كه درونزا است و در مغز به وجود مىآيد . اين اثر افزاينده اسيد اومووالينيك حاصل كاهش يا حذف يا غلظت كمتر كاتكولامينهاى مغز نيست بلكه درنتيجه بالا رفتن متابوليسم دوپامين مغز ، يعنى بر اثر هيدروكسى لاسيونهاى شديد تيروزين پيدا مىشود ! خيلى دلم مىخواست در آن سمپوزيوم بزرگ حضور داشتم و 47 صفحه كاغذ سفيد به 47 نفر روانپزشك حاضر در جلسه كه شنوندگان اين سخنرانى بودند ، توزيع و از آنان تقاضا مىكردم كه آقايان كليهء اطلاعات خود را دربارهء اسيد اومووالينيك و دوپامين و چگونگى هيدروكسى لاسيون تيروزين و مطالبى نظير اينها كه مورد بحث سخنران بوده است ، بنويسند تا معلوم شود دراينباره چه مىدانند و چند مرده حلاجند ، مىخواهم ببينم اصولا بحث دربارهء مطالبى كه حتى خود سخنران همهء آنها را با شك و ترديد تلقى كرده و ارزش و اعتبار آنها را نسبى و موقتى دانسته است ( زيرا بر پايه اصول صحيحى طرحريزى نشده است و هر روز هم تغيير مىكند ) چه فايدهاى دارد ؟ اشتباه نشود ، من مخالف علم شيمى ، مخصوصا مخالف با اهميت شيمى بيولوژى و تأثير آن در علم طب نيستم و به دليل توجه به همين اهميت بود كه خودم پس از فراغت از تحصيلات پزشكى ، يك دورهء اختصاصى ، ليسانس و مهندسى شيمى را هم گذراندم ولى اين دليل نيست كه هر عمل بيهوده و باطلى را نيز دراينباره تأييد كنم . پروفسور هانرى باروك پس از يك عمر مطالعه و تحقيق همهجانبه ، سرانجام به اين نتيجه رسيده است كه بحث پيرامون كيفيت تأثير و چگونگى عمل نورولپتيكها در بدن زايد و بيهوده است و دراينباره مىگويد : « فعلا بايد از هرگونه توجيه شتابزدهاى دربارهء طرز اثر داروهاى نورولپتيك خوددارى كرد » . آنگاه ، پروفسور پلتزشه با سخنان قلمبهاى كه دربارهء چگونگى تأثير داروهاى نورولپتيك بيان كرده و خواسته است فضلفروشى كند ، ما را به ياد مقالهاى با عنوان : « اصول و روش قلمبهبافى علمى همه جا رواج دارد » ، به قلم الكساندر كوهن مىاندازد كه ترجمهء آن در مجلهء