سيد جلال مصطفوى كاشانى
181
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
و باز در كتابهاى امروزى مىنويسند : « هر لوكساسيون به خارج توأم با اداكسيون « 1 » يعنى به طرف داخل رفتن عضو است » . در كتاب ذخيره چنين است : « و زانو بدان ماند كه در قعر افقى است و زندرون شده » . و باز در كتابهاى امروزى مىنويسند : « در لوكساسيون به خارج ، سر استخوان ران در زير عضلات ضخيم سرين قرار گرفته و اطراف آن متورم و دردناك است ، لذا بهخوبى تشخيص داده نمىشود » . ( ملاحظه مىفرماييد كه به مشكل بودن تشخيص اعتراف مىكند ) . در كتاب ذخيره نيز آمده است : « سر استخوان ران اگر بيرون افتاده باشد بيغولهء ران اندر مغاك افتاده بود و برابر آن آماسيده از بهر آنكه سر استخوان ران از آن جانب آمده باشد » . در مورد معالجهء اين لوكساسيونها ، يعنى جا انداختن سر استخوان ران به محل خود ، بهطور نمونه فقط يكى از آنها مثلا لوكساسيون به داخل را شرح مىدهيم : در كتابهاى امروزى مىنويسند : « يك نفر كمك كرده و به قوت روى استخوان لگن خاصره تكيه مىكند كه لگن بىحركت بماند » . و در كتاب ذخيره مىنويسد : « مردى قوى او را از اين سوى كه بيغولهء رانست گرفته دارد » . و در كتب امروزى دربارهء طرز قرار گرفتن جراح چنين مىنويسند : « جراح پاى بيمار را در بهترين محلى كه براى عمل جا انداختن مناسب است به دست مىگيرد ، يعنى در محل زانو » . و در كتاب ذخيره مىنويسد : « استاد ردّاد سر ران او بگيرد آنجا كه زانوست » . سپس در كتابهاى امروزى مىنويسند : « براى عمل جا انداختن ، جراح بايد پاى بيمار را بكشد » . و در كتاب ذخيره نيز از همين تعبير « و بكشد » استفاده شده است . در مرحلهء بعدى در كتابهاى امروزى چنين مىخوانيم : « ران را به طرف داخل بچرخاند » .
--> ( 1 ) . adduction