سيد جلال مصطفوى كاشانى

107

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

3 . تهوع : در كتب جديد پزشكى ، تهوع را جزئى از علايم اين دوران ذكر مىكنند ، شيخ نيز از همين علامت به نام « غثيان » ياد مىكند . 4 . يبوست و اسهال : در دايرة المعارف طبى آمده است اين بيماران معمولا به يبوست مبتلا هستند كه پس از آن ، غالبا اسهال پيدا مىشود و بعضى از مؤلفان مىنويسند اين بيماران به‌طور متناوب ، به يبوست و اسهال مبتلا هستند . ابن سينا نيز در قانون مىنويسد : « و كانت الطبيعه استمساكها و انحلالها على غير ترتيب و كذلك حال النوم و غثيانه تاره و السهر و طوله اخرى » . يعنى ، طبيعت اين بيماران از ترتيب خارج شده گاهى يبوست و گاهى اسهال پيدا مىشود . هم‌چنين است حال خواب و غثيان كه به‌طور متناوب بوده و گاهى بىخوابى شديد بروز مىكند . 5 . كاهش ادرار : مون گور ، در صفحه 429 ، كتاب بيمارىهاى كبد ، از كم شدن ادرار مىگويد و شيخ نيز مىنويسد : « و يقل معه البول و العرق » يعنى بول و عرق كم مىشود . 6 . زردى پوست : در كليهء كتب كلاسيك مىنويسند رنگ بدن بيماران در اين دوره ، تيره مايل به زردى ، شبيه به خاك مىشود . دايرة المعارف پزشكى ، جلد 39 ، در صفحه 99 مىنويسد : « پوست بدن پريده‌رنگ و مايل به زرد مىشود » . شيخ نيز در قانون مىنويسد : « يستحيل لون البدن و الوجه الى البياض و الصفره » . يعنى رنگ بدن و صورت مايل به سپيدى و زردى مىشود . جاى ديگر مىنويسد : « و كمود اللون » يعنى ، تيرگى رنگ بدن . 7 . لاغرى : مون گور ، در صفحه 438 ، كتاب بيمارىهاى كبد مىنويسد : « بيماران در اين دوره لاغر مىشوند » . هم‌چنين مىنويسد : « قواى بيماران به تحليل مىرود » . شيخ نيز مىنويسد : « هزال البدن » ؛ يعنى ، لاغرى و در جاى ديگر مىنويسد : « و يكون البدن كسلانا مسترخيا فينحل قواهم » . يعنى ، « بدن سست شده و قوا به تحليل مىرود » .