سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

67

طب در دوره صفويه ( فارسى )

آن را به جاى گلاب بگيرد ، مزاج بيمار را به حركت درمىآورد ( و اين كارى است كه خداوند آن را منع كرده است ) و چوب چينى روى حواس اصلى بيمار اثر مىگذارد و حتى ممكن است او را تلف كند و حد اقل حال او را وخيم‌تر نمايد . » در پايان لازم است چند كلمه‌اى هم راجع به ماده جالب و مرموزى به نام موميائى مطلب نوشته شود زيرا بيشتر قربادين نويسان دورهء صفويه آن را همراه با بيخ چينى و ترياق فاروق ذكر كرده و خواص عجيبى براى آن قائل بوده‌اند . چگونگى پيدايش موميائى را اين‌طور تعريف كرده‌اند : روزى يكى از پادشاهان قديم ايران به هنگام شكار گوزنى را زخمى مىنمايد چند روز بعد گوزن مزبور دوباره در تيررس قرار مىگيرد و اين‌بار از پا درمىآيد اما مشاهده مىشود كه زخم اول او تقريبا بهبودى يافته است و در ضمن متوجه مىشوند كه دهان حيوان به ماده‌اى سياه و چرب آغشته است و يكى از همراهان اظهار مىدارد كه ممكن است اين ماده ، كه فقط گوزن‌ها از آن اطلاع دارند ، موجب بهبودى زخم شده باشد . شاه دستور مىدهد تا پوزهء گوزن را پاك كنند و ماده مزبور را روى زخم حيوانات ديگرى آزمايش كنند . اين دستور انجام مىگيرد و معلوم مىشود كه مادهء مزبور زخم‌ها را سريع‌تر از مرهم‌هاى ديگر درمان مىكند . رفته‌رفته افسانه‌ها و داستان‌هاى مربوط به چگونگى پيدايش موميائى شاخ و برگ فراوان پيدا كرد و درهم‌برهمى عجيبى در آن به وجود آمد ، براى مثال در برخى از اين داستان‌ها ادعا شده است كه موميائى همان اكسير حيات است و در دسته‌اى ديگر اظهار گرديده كه قدما از آن فقط براى حنوط كردن استفاده مىنمودند و بالاخره جالب‌ترين ادعا قائل شدن خواص داروئى براى آن است . در سال 1773 ( 1187 ه . ق . ) يكى از جراحان نيروى دريائى سلطنتى انگلستان به نام ايوز « 39 » در يادداشت‌هاى خود مىنويسد كه اين ماده را در نواحى جنوبى ايران مىتوان پيدا كرد اما ارزش آن چنان زياد است كه حاكم عده‌اى از افراد خود را به نگهبانى آن گماشته است و تا از دزديده شدن آن جلوگيرى كنند . حاكم اين ماده را به فروش مىرساند و بهاى گزافى در ازاى آن دريافت مىدارد . در اين گزارش اضافه شده است كه يك جراح ديگر انگليسى به نام آلوس « 40 » براى آگاهى از خواص درمانى اين ماده ، مقدارى از آن را روى بيمارى كه مچ پايش شكسته بود آزمايش كرد ، اما ديگر نوشته نشده است كه آيا اين كار موجب تسريع بهبودى بيمار گرديد يا نه . و اين بود شرحى مختصر بر زود باورى انسان‌ها . امروزه ديگر هيچ‌يك از اين مواد ، يعنى ترياق فاروق ، بيخ چينى و موميائى در دارو درمانى به كار برده نمىشوند اما بايد هميشه به خاطر داشت كه انسان در هر دوره و زمانه‌اى دل به نوعى داور خوش مىدارد و باورهاى او پيوسته منتجه‌اى از نوجوئى ، مد و تبليغات بوده است ، و در اين ميان بىتاثيرى دارو هرگز موجب سلب اطمينان از آن نگرديده است .

--> ( 39 ) - Ives ( 40 ) - Alves