سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

68

طب در دوره صفويه ( فارسى )

فصل چهارم چشم‌پزشكان چشم ، درمان و جراحى آن از ازمنهء قديم در ايران نوعى تخصص محسوب مىگشت و چشم‌پزشكى ، درست مثل جراحى ، رشتهء كاملا متمايزى از طب عمومى بود و در دورهء صفويه نيز وضع به همين منوال ادامه پيدا كرد ، اما نكتهء جالب در مورد چشم‌پزشكى اين است كه با وجود آن كه از قديم الايام بسيارى از بيمارىهاى چشم را با انجام اعمال جراحى درمان مىكردند ، چشم‌پزشكان هرگز جزو جراحان به حساب نمىآمدند . در دربار پادشاهان پيوسته يك چشم‌پزشك وجود داشت كه از نظر رتبه و مقام هم‌پايه پزشك مخصوص شاه محسوب مىگشت . در جهان اسلام بيمارىهاى چشم هميشه بخشى از بيمارىهاى عمومى بدن به حساب مىآمد و در مدارس جدا از علم جراحى به دانشجويان تدريس مىگرديد و در كتب درسى نيز به عنوان يكى از دروس طب ، فصل و يا فصولى به آن اختصاص داده مىشد درحالىكه در هيچ‌يك از كتب جراحى به اين موضوع اشاره‌اى نشده است . همان‌طور كه گفته شد چشم‌پزشكى در ايران رشتهء كاملا مستقل و جدا از ساير رشته‌هاى پزشكى و درمانى بود تا جائى كه اطباء داراى سه نام كاملا مشخص بودند : طبيب كه به پزشك عمومى گفته مىشد ، جراح كه اعمال جراحى را انجام مىداد و كحال كه به چشم پزشك اطلاق مىگرديد ، و چشم پزشكان متبحرى كه دست به اعمال جراحى چشم مىزدند « استاد » خطاب مىگرديدند و اين نامى بود كه در قديم به تمام جراحان گفته مىشد . كحالان دورهء صفويه وارث شان و مقام بسيار والاى چشم‌پزشكان ايرانى در دربار خلفا بودند . همانطور كه در تاريخ پزشكى ايران نيز ذكر گرديده است ، يكى از پيشقدمان علم چشم‌پزشكى در جهان اسلام حنين بود كه در قرن سوم تمام مطالبى را كه جالينوس در كتب و رسالات مختلف خود دربارهء چشم و چشم‌پزشكى نوشته بود براى مامون ترجمه و همه را يك‌جا در كتابى به نام « العشر مقالات فى العين » « 1 » گردآورى كرد . پس از ترجمه اين كتاب چشم‌پزشكى در دنياى اسلام با سرعت پيشرفت كرد و در عرض يك قرن به آن‌چنان مقام

--> ( 1 ) - ده مقاله درباره چشم