سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

63

طب در دوره صفويه ( فارسى )

به فوائد اين دارو قيد گرديده كه او آن‌ها را از اطباى اروپائى فراگرفته است . به اين ترتيب حكيم علاء حق تقدم عماد الدين را در اين زمينه مسجل مىسازد . علا عنور الله هم‌چنين مىنويسد كه راجع به فوائد بيخ چينى تحصيلاتى كرده و از دوستان هندى خود فرا گرفته است كه اين دارو تنها درمان‌كنندهء استسقاء ، ماليخوليا ، برص ، فلج‌ها و بالاتر از همه سيفيليس درجه دو سه مىباشد . رسالهء عماد الدين ، كه حكيم علا نيز به آن اشاره كرده است به مراتب مفصل‌تر و جامع‌تر از رسالهء چوب چينى علا عنور الله مىباشد . مقدمه اين رساله ارزش آن را دارد كه تماما اينجا بازنويس شود زيرا در آن چگونگى كشف بيخ چينى بيان گرديده و در عين حال نشان مىدهد كه چگونه پزشكان دورهء صفويه در ابتداى امر آن را با احتياط فراوان تجويز مىكردند : « پوشيده و پنهان نيست كه اين بيخ كه در اين تاريخ مردم بر آن اطلاع و از استعمال آن انتفاع يافته‌اند چنين مسموع شده كه بعضى اوقات در آن بلاد كه بيخ از آنجا مىآرند قحطى در آن شهر پيدا شده بود و مردم به صحراها متوجه شده اغتذا به اصول نباتات مىخورده‌اند و چون اين بيخ غذاويتى دارد و طعم و رايح كه موجب تنفر باشد ندارد ، مردم به اين بيشتر رغبت مىنموده‌اند اتفاقا در ميان ايشان صاحبان امراض مزمنه بوده‌اند خاصه سوداويه و قروح عفنه « 35 » و بواصير و مانند آن‌ها كه از خوردن اين بيخ شفائى كامل يافتند و چون اين حال مشاهده ايشان شد در آن زمين استخراج مىنمودند و بديگر مواضع مىبردند و مثمر به شفائى شد ، اما چون در آن صحرا گل اين بيخ بىنمك بوده است هرجا كه مىبردند بىنمك مىدادند و قبلا حتى افكار و توالى تجارت بسيار بر آن قرار گرفت كه به طريقى كه حالا معمولست مىخورند و بعد آنكه باينجا آورده‌اند تميز نمىكردند و در بعضى مفيد مىبود و در بعضى فايده نمىداد بلكه مضرت مىرسانيد از جمله بيگم كه حرم شاه جنت مكان مغفور و مبرور شاه اسمعيل بود فالجى حادث شد و نصف اعضاى او بىحركت شد و بعد از معالجات بسيار پاى او را حركت پيدا شد و دست او از حركت ماند چون اول اشتهار اين بيخ بود در دادن انديشيدند كه مبادا موذى به هلاكت شود و صلاح در آن ديدند كه اول در ديگرى تجربه كنند و به لختى قريب به او در سن ، دادند مفيد نيفتاد بنابراين به او ندادند اما در ريشها و بادهاى آتشك كه مدتهاى مديد مزمن باشد و هيچ ثقيه و تطليه در آن مفيد نيفتاد كم مرض از آن امراض دادند كه شفا نيافته باشد » « 36 » . باب اول رساله بحث مفصلى است دربارهء ماهيت اين گياه ( از نظر سردى و گرمى و خشكى و مرطوبى ) و پس از آن بابى در فوائد آن آغاز مىگردد ، و ضمن آن اظهار مىگردد كه گاهى براى درمان غدد بدخيم نيز مفيد است .

--> ( 35 ) - زخم بدبو ( 36 ) - اين قسمت ، بجاى ترجمه از متن انگليسى - عينا از روى رساله چوب چينى عماد الدين محمود مسعود شيرازى نسخهء خطى كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران استنساخ گرديده است . ( مترجم )