سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

62

طب در دوره صفويه ( فارسى )

حكيم علاء نيز مطالب مختصرى درباره بيخ چينى نوشته و از نوشته او نسخ متعددى باقى مانده است . مقدمه رساله او چنين آغاز مىگردد : « اما بعد چنين گويد مقرر اين رساله خادم الفقرا نور إله المشهور به علامه قريب بيست سال در هند گذراندم و با حكماى آنجا در هر باب سخنى در فوائد چوب چينى مىگفتم و حكيمان روشن‌ضمير چنين تقرير نمودند كه چوب چينى در ظلمات مانند آب حيات مخفى است و مردم فرنگ بواسطه عداوت كه با مسلمانان دارند نمىگذارند كه جوهر نفيسى اين‌چنين از آن خزانه بيرون آورند و فقير آرزو داشتم كه طبيبى حاذق و مرض‌شناس و مشفق را دريابم كه اين گره ملال از دل من بگشايد و اين غم از دل من بيرون آورد و مرا بدان سرچشمه حيات راه نمايد بعد از مدتى يكى بشارت به من رسانيد كه جوانى زيباروى و نكوخوى از طرف فرنگ آمده و در زمان به جانب او روان شدم و چون ملاقات واقع شد از حال او سئوال كردم و نام پرسيدم گفت مرا در جانب فرنگ ارسطو مشهور كرده‌اند و هم از اولاد اويم و به شرف اسلام مشرف شده‌ام اما مردم فرنگ در حق من اين گمان ندارند . بعد از طول مقال سئوال از چوب چينى كردم آن گل باغ حكمت جواب داد كه چوب چينى مپرس كه زبان از مدح آن عاجز است اما از براى خاطر تو عشرى از عشاير آن بگويم و ترا از اين وسوسه خلاصى دهم و بدانكه چوب چينى از سرحد ظلمات مىآورند و مدعاى عقلانى آنجا آن است كه آن از آب حيات نشو نمايد » . « 32 » احتمال زياد مىرود كه بيخ چينى قبل از آن كه به ايران وارد شده باشد ، به هندوستان راه يافته باشد و سپس از آنجا توسط اطباى اروپائى شركت هند به منطقهء خليج فارس و دربار صفويه آورده شده باشد . ما مىدانيم كه پرتغالىها در سال 1510 ( 916 ه . ق . ) گوا « 33 » را متصرف شدند و به هيچ وجه استبعادى ندارد كه علا عنور الله اين شهر را ديده باشد و « از حكماى آن ديار » اطلاعات خود را كسب كرده باشد . در آن ايام اطباى پرتغالى كاملا با اين دارو آشنا بودند زيرا در كتاب داروئى گارسيادا اورتا « 34 » دو فصل تمام به بيخ چينى اختصاص داده شده است . منظور من كتاب « نمونه‌ها و داروها » است كه در سال 1563 ( 971 ه . ق . ) در گوا به چاپ رسيده است . شايد بىمناسبت نباشد بگويم كه اين كتاب اولين كتاب داروسازى و سومين كتابى است كه در هندوستان چاپ شده است . علاء نور الله اظهار مىدارد كه در كتابخانه مرقد طوس رساله‌اى درباره بيخ چينى نگاهدارى مىشود كه در سال 952 توسط عماد الدين نوشته شده است و در آن مطالبى راجع

--> ( 32 ) - اين قسمت ، كه در متن انگليسى فقط چند سطر آن به طور نامنظم آورده شده است ، عينا از روى رساله چوب چينى حكيم علاء نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران استنساخ گرديده است ( مترجم ) ( 33 ) - Goa ( 34 ) - Garcia da Orta