سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
23
طب در دوره صفويه ( فارسى )
برده و لطائفى كه خود به آنها اضافه كرده بودند . اين عمل موجب بوجود آمدن يك سرى نوشتجات نغز شده است ، ولى مسلما يك كار علمى نيست . دورهء صفويه از نظر پزشكى ، با تحرير دو كتاب ، كه يكى از آنها به وسيلهء يك پدر و پسر نوشته شده بود شروع مىگردد و هر دو هم مبتنى بر ذخيرهء خوارزمشاهى مىباشند . يكى از اين دو كتاب زبده القوانين العلاج است و تاليف محمد بن هبت الله سبزوارى ملقب به نجات الطبيب مىباشد . از اين كتاب سه نسخهء خطى در انگلستان وجود دارد كه نسخهء متعلق به موزهء بريتانيا از همه موخرتر است . نسخهء دوم در آكسفورد نگاهدارى مىشود و تاريخ ندارد و نسخهء سوم كه در كتابخانهء Old India Office قرار دارد به گونهاى منحصر به فرد جالب مىباشد به اين ترتيب كه در صفحهء آخر كتاب مطلبى به خط شخصى غير از محرر كتاب نوشته شده است و همين نوشته هم كتاب مزبور را جالب و منحصر به فرد ساخته است . اين نوشته به زبان فارسى است و مضمون آن چنين است : « اين كلمات ، و آنچه در اينجا نوشته شده است از جانب الاحقر محمد فرزند هبت الله سبزوارى در پانزدهم ربيع الاول به غياث حكيم هديه گرديده است » تاريخ تحرير كتاب 871 هجرى قمرى ( 1466 ميلادى ) است و من تصور مىكنم كه اين كتاب متعلق به خود نويسنده و اولين نسخه از كتاب مزبور بوده و به خط خود مؤلف به پسرش هديه شده است . نحوهء تدوين كتاب مشابه تمام كتب كوچك درسى است كه در آن ايام نوشته شدهاند ، به علاوه تمام اين كتب ظاهرا به منظور واحدى نوشته شدهاند كه به نظر من فراهم ساختن امكان استفاده از آنها براى پزشكانى بود كه يا كتب مفصلى نظير قانون ابن سينا و ذخيرهء خوارزمشاهى را در اختيار نداشتند و يا اينكه مىخواستند كتاب مختصر و در عين حال جامعى كه براحتى قابل حمل باشد در اختيار داشته باشند تا در مواقع ضرورى بتوانند به آن رجوع كنند زبدهء القوانين العلاج مشتمل بر 14 فصل دربارهء تمام بيمارىهاى انسان ، از سر تا پا ، از جمله يك فصل هم درباره بيمارىهاى لگن خاصره زن است . در فصل هفتم شرح جالبى دربارهء چگونگى و نحوهء درمان جراحاتى از شكم كه از آن مدفوع خارج مىشود داده شده است ، فصل آخر كتاب هم طبق معمول مربوط به مارگزيدگى است . پسر او غياث الدين كه در ابتداى اين بخش شرح حال مختصر او را ذكر كرده و يادآورى نمودم كه كتاب او از نظر بررسى طب در دورهء صفويه تا چه حد ارزشمند مىباشد كتاب مرات الصحت را نوشته است . كتاب مزبور از نظر چگونگى تدوين مشابه كتاب پدرش مىباشد . اما روىهمرفته به مراتب ثقيلتر و خشكتر نوشته شده است . كتاب پدر را مىتوان براى سرگرمى و كتاب پسر را براى بهرهبردارى خواند . در پايان بايد از بهاء الدوله و كتابش به نام خلاصه التجارب نام برد . مختصرى از شرح حال اين پزشك نويسنده در پيشگفتار كتاب حاضر آمده است . حقيقت امر آن است كه بهاء الدوله از پزشكان همدورهء صفويه نيست زيرا طبق مندرجات كشف الظنون كتاب او در سال 906 تاليف يافته است ، اما اين تاليف و تعاليم آن چنان اثر عميقى در طب دورهء صفويه داشته است كه بدون شك لازم است مطالب مختصرى درباره آن ذكر گردد .