سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
308
طب در دوره صفويه ( فارسى )
و اين كار را با كمك يك قلاب فلزى انجام مىدادند اگر جنين سر و ته در رحم قرار داشت نوك قلاب را به حدقه چشم و يا دهان و يا زير چانهاش فرد مىكردند ولى اگر جنين مستقيم بود قلاب را به دندهاش مىانداختند . مامائى كه اين كار را انجام مىداد مىبايست لااقل دو قلاب به كار مىبرد و اگر مىديد كه به نيروى بيشترى نياز است قلاب سومى را نيز مورد استفاده قرار مىداد . اگر جنين از رحم خارج مىشد و در مجراى تولد گير مىكرد ماما دست خود را چرب مىكرد به داخل مهبل فرو مىبرد و آن را بيرون مىكشيد . اگر اين اقدامات به علت افقى قرار گرفتن جنين ، بزرگى بيش از سر و يا استسقاى بطن مادر منجر به نتيجه نمىشد ، ماماى جراح از راه خرد كردن جمجمه و يا جدا كردن دست و پاى جنين و يا پاره كردن شكم و سينه او اقدام به قطعهقطعه ساختن آن مىكرد و سپس اين قطعات را يكىيكى بيرون مىآورد . براى هريك از اعمال فوق وسيله جراحى خاصى وجود داشت . اين وسائل و ساير وسائل متعدد جراحى در دو مقاله مصورى كه اخيرا انتشار يافتهاند شرح داده شده است . يكى از اين مقاله داراى عنوان - Arabian Gynaecological , Obstetrical and Genito Uninary Praetiee Illustrated from Albueasis و به قلم دكتر مارتين اسپينك « 13 » است . اين مقاله در صفحه 653 جلد سىام Procedings of the Royal Society of Medecine سال 1937 به چاپ رسيده است ، مقالهء ديگر هم Drawing Pharmacy in Al - Zahravi's 10 th Sentury Surgical Treaties به قلم سامى همرنه « 14 » مىباشد كه در سال 1961 در United States National Museum Bulletin شماره 228 چاپ شده است . موضوع مورد بحث به قدرى خوب در اين دو مقاله شرح داده شده است كه من توضيحات بيشترى را در اينجا ضرورى نمىدانم . البته اين نكته را نيز بايد تذكر بدهم كه آنچه در اين دو مقاله آمده است راجع به وسائلى است كه جراحان دورهء خلفا به كار مىبردند و الزاما شامل وسائل كار جراحان ايرانى دورهء صفويه نمىگردد . براى انجام جراحىهاى اختصاصى زنان ، جراحان ايرانى وسائل ويژهاى داشتند كه خاص خودشان بود . نعلبندها از سالها قبل وسيلهء مخصوصى براى كار خود داشتند كه آن را كلبتان مىناميدند . ماماهاى جراح در دورهء صفويه اقدام به ساختن وسيله مشابهاى كردند كه از آن براى بيرون آوردن سر جنين و يا خرد كردن آن در رحم استفاده مىكردند و آن را همان كلبتان ناميدند وسيله ديگرى نيز وجود داشت كه زرافه ناميده مىشد كه نوعى سرنگ بود و براى تزريق داروها به داخل رحم به منظور سقط جنين و يا تعجيل در وضع حمل هاى به تاخير افتاده به كار برده مىشد و به علت گردن درازى كه داشت به اين نام خوانده مىشد .
--> ( 13 ) - Martin Spink ( 14 ) - Sami Hamerneh