سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

307

طب در دوره صفويه ( فارسى )

عمل سزارين روى زنى كه قبل از زايمان مىمرد موضوع كاملا جداگانه‌اى است كه احتمال انجامش آن هم به ندرت ، وجود داشت . به علاوه ما در برخى نوشتجات مذهبى ملاحظه مىكنيم كه پيشوايان مذهبى انجام اين كار را منع كرده‌اند و اين خود مىتواند دال بر آن باشد كه عمل مزبور گاهى صورت مىگرفته است ، چه منع عملى كه هرگز انجام نمىشده منطقى به نظر نمىرسد . اين منع مبتنى بر نظريهء كلى منع تشريح و بريدن اعضاى بدن مىباشد ، علاوه بر اين گروهى را نيز عقيده بر اين بود كه كودكى كه به اين صورت متولد بشود ، مخلوق خداوند نيست و مخلوق شيطان است چه اين امكان وجود ندارد كه موجودى زنده از موجودى مرده به وجود بيايد . در اين زمينه اصطلاحى تحت عنوان « گورزاد » وجود دارد نويسندهء كتاب نيرنگستان « 10 » نوشته است كه اين اصطلاح براى كودكى به كار برده مىشود كه در گورستان متولد شده باشد چه در برخى از قسمت‌هاى ايران رسم بر اين بوده است كه زائوى در حال نزع را قبل از آن كه واقعا مرده باشد در قبر مىگذاشتند منتها لوله‌اى در گور او قرار مىدادند تا اگر كودك متولد شد بتواند نفس بكشد و صداى گريه او بيرون بيايد و بتوان او را نجات داد ! « 11 » اما ، اعتقاد عمومى بر اين بود كه يك چنين كودكى بعدا سالم بزرگ نمىشود ، دهاتىها تصور مىكردند كه كوتوله‌ها مخصوصا گونه‌هائى كه اينك آكوندروپلازى « 12 » ناميده مىشوند انسان‌هائى هستند كه به اين صورت متولد شده‌اند . غير از زايمان‌هاى مشكل ، يكى ديگر از رايج‌ترين اشكالات همراه با حاملگى ، مردن جنين در رحم و الزام در به دنيا آوردن آن بود . پزشكان دورهء صفويه اعتقاد داشتند كه مردن جنين در رحم هميشه به علت ضعف جنين مىباشد و اين ضعف از چند روز قبل از فوت جنين مشهود مىگردد ، بيمارى بدون دليل و بدون مقدمه مادر مىتوانست يكى از علائم پيدايش يك چنين وضعى باشد ، علائم ديگر عبارت بودند از مشاهدهء خون در مهبل و آمدن شير به پستان در مراحل اول حاملگى كه در اين مورد اخير استدلال مىكردند كه آمدن شيراز پستان دليل بر آن است كه غذا به قدر كافى به جنين نمىرسد زيرا خونى كه بايد به اين مصرف برسد به سينه رفته و تبديل به شير شده است . اگر كودك مرده در رحم نمىماند و به دنيا مىآمد نوعى شانس محسوب مىشد ولى گاهى اوقات نيز جنين مرده در رحم مىماند و خطراتى براى مادر ايجاد مىكرد . درمان يك چنين عارضه‌اى شبيه به درمان جفتى بود كه در بدن زائو مىماند و همراه نوزاد بيرون نمىآمد و براى اين منظور از مسهل ، دودزدائى و داروهاى عطسه‌آور استفاده مىكردند و اگر هيچ‌يك از اين داروها موثر واقع نمىشد جنين مرده را با دست بيرون مىكشيدند

--> ( 10 ) - صادق هدايت ( مترجم ) ( 11 ) - از روى نوشتجات ديگر چنين استنباط مىگردد كه منظور از گورزاد بچه‌اى بود كه از بطن يك مادر مرده بيرون آورده مىشد ( مترجم ) ( 12 ) - Acdondroplazia