سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

306

طب در دوره صفويه ( فارسى )

در مينياتور سوم كه از چهار قسمت تشكيل شده است عمل سزارين مادر رستم توسط چهار ماماى زن انجام مىگيرد . از گوشه سمت چپ يك مرد بر عمل نظارت مىكند و من تصور مىكنم كه او پزشك ناظر و مسئول عمل است . در قسمت دوم تصوير مردى را مىبينيم كه در حال مطالعهء يك كتاب است و احتمال مىرود كه او طرز عمل و مراحل مختلف آن را با صداى بلند براى جراحان مىخواند ، در قسمت سوم مردى كه ظرفى در دست دارد ، در حال ورود به اتاق است و احتمالا مشغول آوردن آب براى شستن نوزاد و مادرش مىباشد ، و بالاخره در قسمت چهارم ، كه پائين‌ترين قسمت است ، مجلس سرورى نشان داده شده كه بالطبع مىتواند جشن پايان موفقيت‌آميز عمل و تولد رستم باشد . روش نقاشى در اين سه مينياتور و مينياتورهاى ديگر به خوبى نشان مىدهد كه طراحان به هيچ وجه در نظر نداشته‌اند كه يك كار عملى را نشان بدهند و منظورشان صرفا مجسم ساختن اشعار فردوسى بوده است . ايراد ديگرى كه بر نظريهء دكتر كوئك وارد است اين است كه او مينياتورها را از نظر تكنيكى درست دانسته است ، درحالىكه از اين نظر نيز ايراداتى بر آن‌ها وارد است مينياتور مربوط به بيرونى مربوط به سال 706 هجرى قمرى است ، در اين تصوير جزئيات عملى كه در بخش زيرين ناف انجام مىگيرد به وضوح ديده نمىشود و هيچ وسيله جراحى هم به چشم نمىخورد و به اين ترتيب مينياتور مزبور به هيچ صورت نمىتواند دال بر آن باشد كه جراحى به صورتى صحيح انجام مىگيرد ، به هر صورت زائو مرده است زيرا در بالاى آن به عربى نوشته شده است « مادر سر زا رفت ، در نتيجه شكم او شكافته شد و جنين خارج گرديد » . مينياتور دوم حتى كمتر از اين مبين دقت عمل جراحى مىباشد . جراح در حال ايجاد شكافى عرضى در روى بدن زائو است و اين شكاف درست در زير پستان‌ها ايجاد شده است و پيداست كه كارش هنوز تمام نشده زيرا چاقوى جراحى هنوز در دست راستش قرار دارد ، و با وجود اين كودكى را كه نسبتا بزرگتر از حد طبيعى است دارد از بدن مادر خارج مىسازد . جراح دست راست نوزاد ، وزنى كه بالاى سر زائو نشسته است دست چپ او را در دست دارد و سر و شانه‌هاى كودك از بدن مادر خارج شده است . حال از نظر جراحى عملا محال است بتوان كودكى به اين درشتى را از شكافى به آن كوچكى ، آن هم شكافى كه درست در زير سينه به وجود آمده است به اين صورت خارج ساخت . و بالاخره در كتاب جراحى ايلخانى نوشته شرف الدين هيچ مينياتورى از جراحى وجود ندارد ، و طبيعى است كه اگر در دورهء مزبور و يا حتى قبل از آن يك چنين عملى ، و لو به ندرت هم صورت مىگرفت ، نقاش آن را در تابلوى خود منعكس مىساخت . به اين ترتيب من هيچ دليلى نمىبينم كه گفته دكتر كوئك كه مىگويد « تولد رستم به گونه‌اى كه در شاهنامه آمده است ، دقيقا در مينياتورها نشان داده شده است » صحيح و غير قابل ايراد باشد .