سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
302
طب در دوره صفويه ( فارسى )
موجب راحتى زايمان زنان ايرانى مىگرديد عادت ايشان به اسب سوارى بود . موريه نيز در اين زمينه اضافه مىكند كه زنان با كمك ماما وضع حمل مىكنند ، ولى زنان طبقات پائين اجتماع خودشان به تنهائى و بدون كمك ماما زايمان را انجام مىدهند » . برخى از دوستان من در تهران اظهار مىدارند كه در زمان كودكى ايشان استفاده از چهارپايه زايمان بسيار رايج بوده است ، راه ديگر اين بود كه چند عدد خشت يا آجر را روى زمين قرار مىدادند و زائو بر بالاى آن چمباتمه مىنشست ، و درحالىكه ماما در مقابل وى قرار گرفته و چند زن ديگر از همسايگان و نزديكان او را نگاه مىداشتند ، وضع حمل مىكرد و اين همان روشى است كه بدون شك در عهد صفويه نيز رايج بود ، زيرا يك روش خيلى قديمى و سنتى محسوب مىگردد . در كتاب هزار و يك شب چهارپايه زايمان كرسى الولادى ناميده شده است « 4 » . طبيعى است كه پس از زايمان از زن قدرى خون دفع مىشود . متخصصين ايرانى طب زنان معتقد بودند كه اين خون بخشى از خون حيض است كه طى نه ماه حاملگى به مصرف تغذيه كودك نرسيده است ، قسمتهاى مفيد اين خون به مصرف تغذيه جنين مىرسد و بخش ديگرى از آن اعضا وجودى نوزاد را به وجود مىآورد ، قسمتى هم به سينه مادر مىرود تا تبديل به شير بشود . به هر صورت انتظار مىرفت كه دفع خون در مورد اولاد ذكور تا سى روز و در مورد اولاد اوناث تا چهل روز پس از زايمان ادامه پيدا كند . اگر ميزان خونى كه دفع مىگرديد ناچيز بود ، با استفاده از معجونى به نام حلبه مقدار آن را افزايش مىدادند . حلبه مخلوطى بود از خرما و شنبليله و معتقد بودند كه خاصيتى مشابه ارگاتومين « 5 » دارد . بخار حاصله از جوشاندن چشم ماهى آب شور و يا سم اسب نيز مورد استفاده قرار مىگرفت . از انواع داروهاى بازكننده حيض نيز استفاده مىشد . در مقابل اگر ميزان خونريزى زياد بود نيز داروهائى براى درمان زائو به كار مىبردند . شرايطى كه منجر به زايمان غير طبيعى زنى مىگرديد على الاصول نمىتوانست با آن چه كه امروزه وجود دارد تفاوت داشته باشد ، ولى علاوه بر آن پزشكان و متخصصين علم الامراض ايرانى دلايل ديگرى را نيز ذكر كردهاند كه اينك قدرى عجيب به نظر مىرسد . در وهلهء اول آنها معتقد بودند كه گناه هر نوع نقص عضوى در نوزاد به گردن مادر است ، به علاوه اگر مادر در دوران حاملگى زياد تكان مىخورد ، اين امكان وجود داشت كه كودك از وضع طبيعى خود كه منجر به آسان به دنيا آمدن او مىگردد خارج شده و به وضعى دربيايد كه تولدش مواجه با اشكال بشود . از نوشتههاى موجود چنين استنباط مىگردد كه عدم تناسب بين اندازهء جنين و مجراى خروجى يكى از رايجترين اشكالات زايمانهاى غير طبيعى بود . منظور از اين عدم تناسب اينك اين است كه سر جنين بزرگتر از دهانهء رحم به هنگامى كه كاملا باز شده است ،
--> ( 4 ) - در كتاب مزبور آن را كرسى زايمان نيز ناميده است - مترجم ( 5 ) - ( مترجم ) C 32 H 35 N 5 O 5 فرمول Ergatomine