سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
303
طب در دوره صفويه ( فارسى )
مىباشد ، اما از نظر پزشكان دورهء صفويه اين عدم تناسب شامل كوچكى و در نتيجه سبكى بيش از اندازه جنين نيز مىشد كه مانع از خروج آن از رحم به طور طبيعى مىگرديد ، به علاوه اين اشكال براى نوزادان دختر بيشتر پيش مىآمد زيرا اعتقاد بر اين بود كه نوزاد دختر تحرك به مراتب كمترى از نوزاد پسر دارد و در نتيجه تولدش هميشه با اشكال نسبى بيشترى مواجه مىباشد و يا بدتر اين كه « جنين دختر تمايل زيادى به نورس به دنيا آمدن دارد و به اين دليل و لو اين كه در كمال صحت و سلامت هم باشد باز قدرت لازم براى عبور از مجراى تولد را ندارد » . يك علت ديگر زايمان غير طبيعى اندازهء رحم بود به اين معنى كه ممكن بود رحم بيش از حد طبيعى باريك و كوچك باشد و جنين نتواند براى تولد حركات لازم را در آن انجام بدهد . رحم همچنين ممكن بود به علل طبيعى ، و يا پاره شدن قبل از موعد كيسه آب خشك باشد و در نتيجه جنين به علت خشكى مجراى تولد نتواند به راحتى به دنيا بيايد و اين همان حالتى است كه در پزشكى مدرن زايمان خشك ناميده مىشود . چهار علت ديگر نيز براى زايمانهاى غير طبيعى ذكر شده است كه مشابه آن در پزشكى مدرن ديده نمىشود . گاهى اوقات ماماهاى ايرانى اظهار داشتهاند كه هواى خيلى سرد و نسيم شمال موجب به هم فشرده شدن جدارهء رحم و بسته شدن دهانه آن مىگردد ، اين به هم فشردگى ممكن است چنان شديد باشد كه موجب گسيختگى آن بشود . قدرت انقباض عضلات رحم را « نيروى دافعهء رحم » مىناميدند و معتقد بودند كه ترس زياد و دلواپسى مادر را كلا يا جزا تضعيف مىكند و اين تضعيف موجب مىگردد كه نيروهاى بدن از جمله نيروى دافعهء رحم از بدن خارج شود ، پس اگر مادرى به شدت بترسد ، اين امكان هست كه رحمش قدرت دافعه خود را از دست بدهد و اين تقريبا حالتى است كه در پزشكى مدرن Secondary Uterine Inertia ناميده مىشود . دليل عجيب سوم قلت نيروى دافعهء رحم در اثر گرماى زياد قيد شده است و بالاخره گفته شده كه اگر زنى به هنگام وضع حمل به خود عطر زده باشد زايمانش مواجه با اشكال مىشود و اين به علت تمايل ذاتى و بسيار بد رحم به حركت در بدن است . اگر زن به هنگام وضع حمل عطر مصرف كرده باشد اين امكان وجود دارد كه رحم درست در لحظاتى كه بايد به سمت پائين ميل كند ، به سوى بالا و به طرف رايحهء خوشآيند عطريات جذب بشود و كار زايمان را مواجه با اشكال كند . به اين دليل هيچ زنى نبايد در بستر زايمان عطر مصرف كند ، مگر در مواقعى كه از شدت درد از حال برود . براى يك چنين رويداد ناگوارى ، يعنى از حال رفتن زن به هنگام زايمان هيچ درمانى جز استفاده از عطريات وجود نداشت و لزوم نجات جان زن ايجاب مىكرد تا اين كار انجام بپذيرد . براى تسهيل زايمان زنى كه وضع حمل وى با اشكال مواجه شده بود امكان انجام كار زيادى وجود نداشت ، اگر علائم هيچيك از علل ذكرشده در يك چنين زنى مشاهده نمىشد ، مجراى تولد او دود داده مىشد و اگر اين درمان نيز موثر واقع نمىگرديد ، آخرين علاج استفاده از طلسم و جادو بود ، در يكى از رسالات پزشكى در اين مورد چنين مىخوانيم :