سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
297
طب در دوره صفويه ( فارسى )
علت كوچكتر از حد طبيعى شدن برخى از اندامهاى بدن ، هركدام كه مىخواهد باشد ، نيز قلت مادهء اوليهء مولد آن اندام به هنگام بسته شدن نطفه و يا كمبود غذا و يا كوچكى رحمى است كه جنين در آن پرورش پيدا مىكند ، درست همانند ميوهء نارسى كه اگر در محيطى كوچكتر از حد طبيعى خود قرار بگيرد چنان كه بايد و شايد رشد نمىكند » . بههرحال جنسيت بچه را پدر و مادر به شرط آن كه اندكى دقت به خرج مىدادند مىتوانستند تعيين كنند . عقيده بر اين بود كه اگر همآغوشى در اولين روز پس از قاعدگى صورت مىگرفت جنين حاصله مذكر مىگرديد و پدر و مادر پنج روز فرصت داشتند تا جنين پسر به وجود بياورند ، از روز ششم تا هشتم همآغوشى منجر به توليد جنين مونث مىگرديد و باز از روز نهم تا روز پانزدهم جنين مذكر مىشد و بالاخره اگر همبسترى در نيمهء دوم ماه صورت مىگرفت احتمال مخنث شدن بچه زيادتر بود . در اينجا نيز فرضيهء مزبور را ايرانىها مبتنى بر تجربياتى مىدانستند كه طى قرون متمادى كسب شده بود و مىتوانست به آن ارزش علمى بدهد . راه سادهتر براى انتخاب جنس جنين ، كه در عين حال به اندازهء روش تجربه شده فوق قابل اطمينان دانسته مىشد اين بود كه زن از فرداى روز همبسترى با شوهرش صفراى خرس نر حل شده در شراب را به اندازهاى كه بتواند يك دانه لوبيا را بپوشاند مىنوشيد . به اين ترتيب بچه او حتما پسر مىشد ولى اگر مايل بود كه دختردار بشود كافى بود كه بجاى صفراى خرس نر ، صفراى خرس ماده را بخورد . جرجانى معتقد بود كه با كنترل همبسترى مىتوان صاحب بچهاى با جنسيت دلخواه شد . در آن روزگاران مردى را كه فقط صاحب اولاد ذكور مىشد « قيس » مىناميدند كه اصلا به معنى مقايسه و اندازهگيرى است و در ضمن به معنى باطمطراق راه رفتن و آلت رجوليت نيز مىباشد . مشخصات يك چنين مردى داشتن بدنى قدرتمند ، نه چاق و نه لاغر ، بيضههائى درشتتر از حد طبيعى كه طرف راست آن بزرگتر از طرف چپ مىباشد ، بلوغ زودرس ، فراوانى موى زهار و تمايل بىانتها به زن توصيف شده است . زن پسرزا را نيز مىشد از اندام درشت و كاملا سلامت او تشخيص داد و اضافه شده است كه اين زن نيز اندكى زودتر از حد معمول بلوغ پيدا مىكند و رگهاى بدنش برآمده نيست . يك چنين خصائصى را تا حدودى به صورت مصنوعى نيز مىشد تشديد كرد ، مردى كه اختصاصات مزبور چندان در وى بارز نبود و شك داشت كه اگر زن بگيرد صاحب پسر مىشود يا نه مىبايست به مصرف مشك ، زعفران و چوب صندل تازه بپردازد و فقط در صورتى با زن خويش همبستر بشود كه شديدا ميل به اين كار در وى پيدا شده باشد . او و همسرش مىبايست در تمام مدتى كه در حال همآغوشى مىباشند و تا لحظاتى پس از آن فكر خود را به تجسم يك پسر سالم و قوى مشغول نگاهدارند ، و بالاخره پس از اتمام همآغوشى زن بايد « سعى كند تا آنچه را كه از مرد دفع شده است به سوى خود بكشد » . اولاد پسر را از راه به كار بردن دارو نيز مىشد به وجود آورد ، و براى اين منظور معجون خاصى به نام معجون سلامت وجود داشت كه از ادرار و گرد سم پازن ، هليله ، ادويه ،