سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

296

طب در دوره صفويه ( فارسى )

اذعان داشت كه اين عقيده مبتنى بر دلايلى نيز بود چه مىبينم كه رازى و جرجانى هر دو اظهار داشته‌اند كه اين نظريه بارها و بارها توسط دهاقينى كه گاوهاى خود را از يك بيضه اخته كرده‌اند به ثبوت رسيده است . جرجانى در اين مورد بيش از ديگران به تفصيل مىپردازد و مىگويد كه البته به آسانى نمىتوان گفت كه منى در كدام يك از خايه‌ها درست شده است به علاوه محل قرار گرفتن منى در رحم نيز نقشى در اين زمينه داشت . در صفحات قبل گفته شد كه پزشكان دورهء صفويه معتقد بودند كه رحم از وسط به وسيله پرده نازكى به دو قسمت تقسيم مىشود و منى مرد در يكى از اين دو قسمت مىافتد و نطفه بسته مىشود . جرجانى معتقد است كه اگر منى عبور كرده از خايهء راست مرد در قسمت چپ رحم بيفتد جنين پسر مىشود و اگر منى عبور كرده از خايهء چپ در قسمت راست رحم بيفتد جنين دختر مىگردد اين نظر با اندكى اختلاف مورد تائيد پزشكان متخصص زنان دورهء صفويه نيز بود به اين معنى كه آن‌ها نيز قبول داشتند كه پسر يا دختر بودن جنين بسته به اين است كه منى از كدام يك از خايه‌ها عبور كرده باشد ولى مىپنداشتند كه اين فقط نيمه چپ رحم است كه محل مناسبى براى نضج گرفتن و رشد جنين مىباشد . بر مبناى اين فرضيه بالطبع اين سئوال مطرح مىشود كه اگر نطفهء مرد در سمت راست رحم مىافتاد و حاملگى در اين سمت به وقوع مىپيوست چه مىشد ؟ در جواب اين سئوال گفته مىشد كه يك چنين كودكى ناقص الخلقه متولد مىشود به عبارت ديگر زن هميشه مسبب ناقص الخلقه به دنيا آمدن بچه دانسته مىشد . اگر منى از خايهء چپ عبور مىكرد و در نيمه چپ رحم جايگزين مىشد كودكى كه به دنيا مىآمد داراى هيبت زنانه ولى فكر و رفتار مردانه بود و اگر منى از خايهء راست عبور مىكرد و در نيمه راست رحم مستقر مىگشت كودك مخنث مىشد . يك چنين توجيهات پيچيده‌اى در كتاب ابن سينا ديده نمىشود . توضيحات او دربارهء جنسيت جنين و شباهت‌هاى او به والدين به اين صورت است : « جنسيت ابتدا به قلب جنين وارد مىشود و از آنجا به ساير اندام‌هاى او مىرود و ممكن است او را هم‌جنس پدرش كند ، ولى اغلب اوقات جنسيت جنين به علت عاملى جز مزاج پدرش مىباشد ، اين عامل ممكن است مزاج رحم و يا مزاج اتفاقى خود نطفه باشد ، ولى اين بدان خاطر نيست كه او هم‌جنس پدرش مىباشد ، او از بقيه جهات شبيه به خودش است اغلب اوقات او شبيه به مادرش مىشود ، چه شباهت يك نفر منوط به شكل اوست و جنسيت منوط به شكل نيست بلكه منوط به مزاج است . گاهى اوقات فقط قلب مزاج پدر را دريافت مىكند و به اين ترتيب در سراسر بدن پخش مىشود ، ولى اين امكان هست كه دست و پايش شبيه به مادرش بشود . گاهى اوقات قوهء فاعله به قدرى قوى است كه بر نيروى بالذات نطفه فائق مىآيد و جنين را به هيبت پدر درمىآورد ، اما از نقطه نظر مزاج امكان ندارد وضعى همانند پدر برايش به وجود بيايد .