سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
286
طب در دوره صفويه ( فارسى )
عقيده به اثر گرم كردن صلب در توليد بيشتر منى ، مبتنى بر يك نظريهء قديمىتر متخصصين علم تشريح بود كه برطبق آن كليهها هركدام از طريق يك رگ بزرگ به نام « مجراى كلوى » به آئورت و وريد اجوف مربوط مىشدند . به علاوه به هر كليه يك سياهرگ و يك سرخرگ وارد مىشد ، و در طرف راست از اين دو رگ ، سياهرگ و سرخرگ منى منشعب مىگرديد كه در مردها مستقيما به خايه راست و در زنها به تخمدان راست ( كه آن را هم خايه راست مىناميدند - م ) وارد مىشد اما در طرف چپ سرخرگ منى مستقيما از آئورت منشعب مىگرديد درحالىكه سياهرگ منى از مجراى كلوى كه مولد منى بود جدا مىگرديد ، بنابراين گرم ساختن اين ناحيه از بدن موجب تحريك اندامهاى آن و در نتيجه توليد بيشتر منى و احيانا افزايش تمايلات جنسى مىشد . مرحلهء آخر قوام آمدن و آماده شدن منى در اويه منى ( مجراى فلوپيوس و مجراى بيضه - م ) بود و منى براى رسيدن به اين محل مىبايست از خايهها ( بيضهها در مردها و تخمدانها در زنها - م ) عبور مىكرد و به اين ترتيب مشاهده مىشود كه در توليد اسپرماتوزوئيد و تخمك نقش فوق العاده ناچيزى براى بيضهها و تخمدانها قائل بودند . شواهد و دلايل زيادى در دست است كه نشان مىدهد مطالب فوق يك عقيدهء رايج عمومى بوده است . براى مثال در يكى از داستانهاى هزار و يك شب وقتى از كنيزى به نام تودد پرسيده مىشود كه نطفهء مرد چگونه توليد مىشود ؟ او جواب مىدهد : « در بدن انسان رگى است كه همه رگها از آن تغذيه مىكنند ، پس آب از سيصد و شصت رگ بدن در آن گرد مىآيد و به صورت خون قرمز وارد بيضه چپ مىشود و در آنجا با گرمائى كه خداوند در فرزندان آدم به وديعت گذارده است پخته مىشود و به صورت مايع سفيد رنگى درمىآيد كه بوئى شبيه به بوى گل خرما دارد . » بايد اين نكته را يادآور شد كه اين عقايد مبناى مذهبى نداشتند زير مىبينيم كه در قرآن مجيد گفته شده است كه خداوند اعقاب آدم را از پشت اسلاف ايشان به وجود آورده است و اين نظريهاى است كه بر مبناى آن مىگويند بچه از صلب پدرش به وجود مىآيد و در بين برخى از اعراب بدوى اين تصور به وجود آمده است كه خداوند كمر آدم را شكاف و اعقاب وى را به صورت مورچگانى از كمر او خارج ساخت . اين موجودات وابستگى خود را به آدم حفظ كرده و در موقع لزوم از او جدا مىشوند . در اينجا بايد اذعان كنيم كه شباهت و تشبيه اسپرماتوزوئيد به مورچه بيشتر از آن است كه بهتوان آن را ناديده گرفت . با توجه به يك چنين اطلاعاتى اين امكان براى پزشكان دورهء صفويه وجود نداشت تا علت بچهدار نشدن يك زوج را به آسانى كشف كرده و معلوم دارند كه عيب از چه كسى است ولى با وجود اين آزمايشاتى وجود داشت كه انجام مىدادند تا به حقيقت امر پى ببرند . يكى از آزمايشات اين بود كه نطفه مرد را در يك سطل آب و نطفه زن را در سطل آب ديگرى مىريختند و معتقد بودند كه نطفهء قابل بارور شدن در آب فرو مىرود زيرا شناور ماندن نطفه بر سطح آب دال بر اين است كه نطفه چنان كه بايد و شايد پخته نشده است و در نتيجه طرفى كه نطفهاش در آب فرو نمىرود عقيم است .