سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

268

طب در دوره صفويه ( فارسى )

گرديده كه علت ابتلاى به آن ورم حاره‌اى است كه در رحم پيدا مىشود و مانع از آن مىگردد كه اين عضو چنان كه بايد و شايد تميز بشود . او درمان بيمارى مزبور را چنين شرح مىدهد : « درمان اين عارضه بسيار مشكل است ولى به هر صورت تسكين دردهاى ناشى از آن در درجه اول اهميت قرار دارد و اين مقصود از نشاندن بيمار در تشتى مملو از داروهاى لازم و يا گذاردن مرهم مناسب حاصل مىگردد » . او نيز شستشوى داخل فرج را با شير انسان كه قدرى ترياك در آن حل شده باشد توصيه مىكند ولى هيچ صحبتى از جراحى به عنوان يك راه علاج به عمل نمىآورد . نظر پزشكان دورهء صفويه نسبت به اين بيمارى الزاما بدبينانه مىباشد و گفته‌هاى جرجانى در اين زمينه مبناى نظريات ايشان را تشكيل مىدهد . او معتقد است كه سرطان را هرگز نمىتوان درمان كرد و نهايت اميدوارى اين است كه بتوان از پيشرفت و تبديل شدن آن به زخم جلوگيرى كرد ، ولى اگر برغم معالجاتى كه صورت مىگيرد غده تبديل به زخم شد گذاردن داروهاى مسكن از قبيل سنگ جهنم ، توتيا ، اسفنداج ، شبيار ، ( صبر زرد ) و زفت به روى زخم و قرار دادن پارچه‌اى آغشته به جوهر تاجريزى تنها كارى است كه مىتوان انجام داد و پس از آن كه اين داروها نيز تاثير خود را از دست دادند ديگر هيچ كارى جز به كار بردن ترياك نمىتوان كرد . حال به بحث در اطراف سرطان سينه مىپردازيم . سرطان اين عضو به سهولت بيشترى تشخيص داده مىشد و در نتيجه درمان آن راحت‌تر انجام مىگرفت . در تمام كتب پزشكى روش‌هاى مختلفى از دارودرمانى اين عارضه شرح داده شده است ولى من فقط در دو كتاب به مطالبى در زمينهء پستانبردارى « 18 » برخورد كرده‌ام كه طبيعتا يكى قانون ابن سينا است كه مىگويد « برخى از پزشكان قديمى براى درمان سرطان پستان اقدام به قطع آن مىكردند ولى چندى بعد سرطان در پستان ديگر هويدا مىگرديد » . از اين جمله چنين استنباط مىشود كه در زمان ابن سينا پستانبردارى مرسوم نبوده است و ما مىدانيم كه در عهد جرجانى نيز از اين روش استفاده نمىشده است زيرا مىبينيم كه او همان مطالبى را كه ابن سينا در اين باره نوشته است بازگو كرده و فقط مطالبى دربارهء بيمارىشناسى به آن اضافه كرده است اما در دورهء صفويه اين جراحى يك بار ديگر رواج پيدا كرد و ما مىبينيم كه جراح نيمه مشهورى به نام ابو امل هروى در اين باره چنين مىنويسد : زمانى بر پستان يكى از زنان حرمسراى شاه ابو طاهر مينوش بلخى غده‌اى سرطانى پديد آمد و مرا براى درمان احضار كردند غده بر لبهء پستان چپ و درست در زير شانه قرار داشت . بانوى حرم به شدت اظهار ناراحتى مىكرد ، لذا داروئى بيهوش‌كننده به او دادم و غدهء بدخيم را تماما برداشتم . هفت سال بعد غده دوباره شروع به رشد كرد ، اين بار فقط قدرى خاك تربت بر آن ماليدم و غذائى از جو خيسانده ، اسفناج و ساير اطعمه رقيق تجويز كردم هم‌چنين دستور دادم تا برايش جوجه ، كبك و دلمه‌اى از اغذيه رقيق پخته شود و در مقابل خوردن هر نوع غذاى شيرينى را براى مدت بيست روز مطلقا ممنوع ساختم .

--> ( 18 ) - Mastectomy