سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

269

طب در دوره صفويه ( فارسى )

طبيعى است كه براى درمان يك چنين بيمارى لاعلاجى از جادو و جنبل نيز كمك گرفته مىشد براى مثال جرجانى مىنويسد كه استفاده از تفالهء انگور و خرچنگ دريائى نيز موثر است و يك چنين توصيه‌هائى در بسيارى از كتب علمى و غير علمى مشاهده مىشود . از ديگر بيمارىهاى زنان كه نياز به درمان داشتند سه بيمارى را مىتوان نام برد كه پزشكان ايرانى دورهء صفويه معتقد بودند درمانشان از راه تجويز دارو ميسر نيست و بايد حتما از جراحى كمك گرفته شود و شايد لازم به توضيح نباشد كه اين سه عارضه همه جنبه خارج فرجى داشتند و در هيچ كجا قيد نگرديده كه جراحى در داخل نشيمنگاه ممكن بوده است عوارض مورد نظر من عبارتند از بزرگى مادرزادى عنبل ، مسدود بودن عنق الرحم ( Vagin ( a و زگيل عجان . عارضه اول نياز به توجه خاص داشت زيرا عمل عنبل تنها بخاطر بزرگى آن صورت نمىگرفت ، بلكه اين كار گاهى اوقات به صورت يك كار مذهبى روى عنبلى كه اندازه طبيعى داشت نيز صورت مىگرفت . ابن الاخوه مىنويسد : « لازم است كه فصاد هميشه وسايل ختنه را كه عبارتند از تيغ و قيچى همراه داشته باشد زيرا ختنه وظيفه‌اى است كه هر مرد و زنى نسبت به خود دارد و بايد آن را انجام بدهد و بيشتر فقها با اين نظر موافقند » اما ابو حنيفه معتقد است كه اين كار مستحب است و واجب نمىباشد . . . و در مورد زنان پوستى كه بايد بريده شود در بالاى فرج و روى مجراى طمث قرار دارد ، اين پوست هم‌چنين در بالاى مجراى ادرار نيز مىباشد و شكل آن شبيه به تاج خروس است . پلوس « 19 » و باردل « 20 » مىنويسند كه ختنهء زنان در مصر ، اتيوپى ( حبشه ) و سودان خيلى رايج است آن‌ها در يكى از واحه‌هاى ليبى به اصطلاح « اى ولد زن ختنه نكرده ! » برخورد كرده بودند كه به صورت فحش به كار برده مىشد . ختنه زنان در عربستان نيز وجود داشت و استرابو « 21 » تاريخ آن را تا قرن‌ها قبل از اسلام پيگيرى كرده است و معتقد است كه اين كار يكى از اعتقادات كفار قبل از اسلام بوده است كه به كلى از بين رفته و اينجا و آنجا نشانه‌هائى از آن باقى مانده است و من به درستى نمىدانم كه شيوع آن در ايران تا چه حد بوده است ، حقيقت اين است كه شيعه‌هاى شمال هندوستان زنان خود را ختنه مىكردند و در نتيجه مىتوان گفت كه انجام اين كار لااقل در برخى از نقاط ايران نيز رواج داشته است جرجانى مىگويد كه فقط در صورت بيمارى بايد اقوام به اين عمل كرد ولى از فحواى نوشتجات و لغاتى كه در كتب مختلف پزشكى به كار برده شده‌اند من اين‌طور استنباط مىكنم كه تعداد زنان ختنه‌شده خيلى بيش از افرادى بوده است كه تنها به علت لزوم پزشكى تحت عمل جراحى قرار مىگرفتند . به هر صورت آنچه مسلم است اين است كه اين كار در دورهء صفويه خيلى به ندرت صورت مىگرفت زيرا مىبينيم كه هيچ‌يك از خارجيانى كه در زمان شاه عباس كبير به ايران آمده بودند چيزى دراين‌باره ننوشته‌اند جز شاردن كه صحت برخى از نوشتجاتش از نظر تاريخى مورد ترديد است . در مقابل مطالب مربوط به ختنه پسرها فوق العاده متنوع و زياد است .

--> ( 19 ) - Ploss ( 20 ) - Bardels ( 21 ) - Strabo