سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

261

طب در دوره صفويه ( فارسى )

قاعدگى همراه با درد را در نتيجه مخلوط شدن يك يا چند خلط از اخلاط بدن با خون حيض مىدانستند و براى درمان صحيح لازم بود معلوم شود چه خلطى با خون حيض مخلوط شده است و براى كشف اين مطلب پزشك از زن مىخواست تا قبل از خواب كهنه‌اى كاملا تميز به خود ببندد و صبح روز بعد آن را در محلى سايه بگذارد تا خشك شود اگر رنگ اين كهنه پس از خشك شدن به زردى زده مىشد معلوم مىگرديد كه صفرا علت درد است ، اگر رنگ آن آبكى بود و به سفيدى مىزد بلغم علت آن بود و اگر رنگ آن سبز ، سياه يا بنفش بود جگر مسئول درد شناخته مىشد و بالاخره اگر رنگ آن رنگ طبيعى خون بود معلوم مىشد كه زيادى خونروى علت درد است و زيادى خونروى نيز به علت افزايش خلط در خون مىباشد . در مورد شديد بودن قاعدگى و علت آن نيز بين پزشكان ايرانى اختلاف نظرهائى به چشم مىخورد و من اگر بخواهم همهء آن‌ها را بازگو كنم مطلب به درازا مىكشد به اين دليل فقط به ذكر دو نظريه مىپردازم : جرجانى به هنگام بحث در اين زمينه گفته است در مواقعى كه بارندگىهاى شديد وجود دارد قاعدگى زن‌ها سنگين‌تر بوده و سقط جنين بيشتر صورت مىگيرد و بهاء الدوله مىگويد خون حيض خشك شده و كوبيده شده با مشك يكى از داروهاى برص است و بيمار بايد هر روز صبح به قدر يك قاشق چاىخورى از آن را در ادرار خوك حل كرده بخورد . ابهام اطلاعات پزشكان دورهء صفويه را از توصيف‌هاى ديگرى از آنچه كه به صور مختلف از فرج زن دفع مىشود كرده‌اند نيز مىتوان درك كرد آن‌ها خونى را كه از فرج زن خارج مىگرديد طمث نيز گفته‌اند كه معنى دقيق آن « دوره ماهيانه » است ديگر موادى را هم كه از طريق فرج از رحم دفع مىگرديد يك جا سيلان رحم مىناميدند كه از ترشحات بسيار غليظ مبتلايان به امراض مقاربتى تا ترشحات آبگونهء دختران جوان را در برمىگرفت . بايد توجه داشت كه پزشكان مىدانستند كه ترشحات مهبلى همه از يك نوع نمىباشند و آن‌ها را در وهله اول به دو گروه عفن و غير عفن تقسيم مىكردند . يوسف الهروى در حدود سال‌هاى 905 هجرى قمرى ترشحات عفن را چنين توصيف كرده است « ترشحات عفن . . . . از نقطه‌نظر پزشكى حالتى است از خروج گرماى داخلى بدن همراه با رطوبت » . به نظر پزشكان دورهء مورد بحث يكى از اساسىترين علل ترشحات عفن از فرج زن باقيمانده خون حيض در بدن و فساد آن در رحم بود و اين رويداد به علت قلت قوهء دافعه رحم حادث مىگرديد . اطباء يكى ديگر از علل متعفن شدن ترشحات مهبلى زن را در انزال وى كه معتقد بودند شبيه به انزال مرد صورت مىگيرد مىدانستند و بالاخره علت سوم يك چنين ترشحاتى را فاسد شدن جدارهء داخلى رحم و جدا شدن اين بخش فاسد از بقيه رحم و خروج آن از فرج مىپنداشتند . ترشحات غير عفن را اغلب حمل بر عطش شديد شهوانى زن كرده و معتقد بودند كه گرمى مزاج زن مخصوصا تحريكات رحمى او كه دليل ديگرى بر تمايلات شديد شهوانى وى تصور مىگرديد موجب توليد و دفع يك چنين مواد آبگونه‌اى مىگردد . ابن سينا مىگويد