سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
262
طب در دوره صفويه ( فارسى )
كه در اين حالت رحم به طپش مىافتد و سخت و محكم مىشود ولى بهاء الدوله اظهار مىدارد كه « زن غلغلكى دائمى و خوشآيند احساس مىكند » . مايعى را كه در اين حالت از زن دفع مىگرديد منى واقعى او و مشابه منى كه از مرد دفع مىگردد مىپنداشتند و آن را سوء رحم مىگفتند ، اما اگر پيدايش يك چنين ترشحى همراه با تمايلات جنسى نبود علت آن ضعف رحم و چروكيده شدن مجراى منى دانسته مىشد . درمان يك چنين ترشحاتى هرگز به صورتى موثر انجام نمىگرفت كما اين كه تا همين اواخر نيز يك چنين امكانى براى پزشكان به وجود نيامده بود و تا زمانى كه آنتىبيوتيكها كشف نشده بودند اين عارضه درمانپذير نبود بههرحال پزشكان دورهء صفوى از راه تجويز رژيمهاى خاص غذائى ، تنقيه ، فصد و دادن دارو سعى در درمان آن مىكردند . مشاهدهء لكههاى خون را در اثر زگيل رحمى ( فيبرون ) و يا شقاق نيز مىدانستند . زگيل رحمى به احتمال زياد همان چيزى است كه در پزشكى مدرن فيبرون ناميده مىشود . پزشكان تصور مىكردند كه خون از زگيل رحمى به صورت قطرهقطره و يا مداوم جارى مىگردد كه در حالت اول به صورت لكههاى خون و در صورت دوم همانند قاعدگى طبيعى مشاهده مىشود . جرجانى معتقد است كه به هر صورت با شروع خونريزى درد كاهش پيدا مىكند . در اين مورد گفتهء جرجانى بيشتر منطبق با وضع زگيلهاى رودهاى است تا فيبرون . تشخيص انواع خونريزىهاى مهبلى كه ممكن بود از يك لك ساده خون تا مقدار متنابهى خون « سياه همانند لردته شراب » همراه با درد موضعى و سردرد باشد از راه معاينهء آنچه كه دفع شده بود صورت مىگرفت . در تمام اين موارد درمان از طريق گرفتن خون از رگ با سليق يا رگ ران ، شستشوى داخل مهبل با عسل آب و سپس به كار بردن شياف رحم قابض صورت مىگرفت اما اگر خون ريزى در اثر ابتلاى رحم به سرطان تشخيص داده مىشد روش درمانى ويژهاى به كار برده مىشد كه بعدا شرح داده خواهد شد . براى تكميل مطلب در اين زمينه لازم است موضوع بند آمدن قاعدگى قبل از رسيدن زن به سن يائسگى نيز مورد بحث قرار بگيرد . ما اينك مىدانيم كه اين موضوع يكى از غامضترين مسائل پزشكى است و به اين ترتيب نبايد انتظار داشته باشيم كه پزشكان دورهء صفويه مطلب زيادى راجع به آن مىدانستند . پرفسور جفكوت « 10 » مىگويد : « حدوث قاعدگى منوط به وجود سلسله عواملى است كه يكايك حلقههاى آن بايد در كمال سلامت و درستى در محل خود وجود داشته باشند و در اين ميان سلامت جسم و روان زن ، عملكرد صحيح هيپوتالاموس و غدهء صنوبرى و ساير غدد داخلى ، حساسيت رحم در مقابل تخمكسازى تخمكها و حساسيت تخمكها در مقابل هورمونها و باز بودن راه خروج خون از اهميت بيشترى برخوردارند » و از اين ميان ، فقط دو عامل اول و آخر مورد توجه پزشكان صفويه قرار داشت .
--> ( 10 ) - Professor Jeffcoat