سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
246
طب در دوره صفويه ( فارسى )
امروزى آن هنوز بوجود نيامده بود . در مقابل به هنگام توضيح اندامهاى داخلى با برخى اشتباهات برخورد مىكنيم و اين اشتباهات به سه علت اساسى است اول احترام خارق العادهاى كه براى نوشتجات جالينوس قائل بودند و با وجود آن كه برخى از نوشتجات اين پزشك بزرگ رومى اشتباهآميز بود باز آن را درست مىپنداشتند و بر اين مبنا آنچه را كه جالينوس دربارهء رحم و اندامهاى وابسته به آن گفته بود به عنوان يك تعريف بنيادى قبول داشتند . دوم برخى قوانين و مقررات فقهى بود كه برطبق آن تشريح بدن انسان جايز شمرده نمىشد ، امعاء و احشاء انسان همانند امعاء و احشاء حيوانات دانسته مىشد و به اين ترتيب تصور مىكردند كه با بررسى ارگانهاى داخلى حيوانات مىشود به وضع ارگانهاى داخلى انسان پى برد بدون اين كه قوانين شرع نقض شده باشد . رحم زن را همانند رحم گاو يا سگ مىدانستند و تصور مىكردند كه هرآنچه را كه در ايشان مىشد مشاهده كرد در زن نيز مىشود ديد . درست است كه در زمان خلفا از ميمون براى تشريح استفاده مىكردند « 3 » ولى هيچ دليلى در دست نيست كه نشان بدهد اندامهاى تناسلى اين حيوان نيز مورد تشريح قرار گرفته و نتايج ثبت شده باشد به علاوه بايد توجه داشت كه در آن ايام اگر چيزى هم در اين زمينه كشف و دانسته مىشد مورد استفاده قرار نمىگرفت . يك دليل ديگر هم اين بود كه زنها در جنگها شركت نمىكردند و جراحت برنمىداشتند تا همانند مردان به هنگام درمان ايشان امكان مطالعه بدنشان فراهم شده و پزشك بتواند همانند بدن مردان اطلاعات درستى از بدن ايشان بدست بياورد . و بالاخره دليل سوم باز برخى مقررات مذهبى است كه برطبق آن ديدن بدن زن و مخصوصا فرج او منع شده است . فقها اندامهاى تناسلى را به دو گروه شريف و شرمگاه تقسيم كرده بودند و اين كلمهء اخير تحت نام كلى عورت شناخته مىشد و اين همان كلمهاى است كه اينك در زبان اردو به زن اطلاق مىگردد . عورت از نظر تعبيرات فقهى به آن بخشى از بدن گفته مىشود كه به هيچ صورتى نبايد ديده شود . در مردها اين بخش از ناف تا زانو است و در زنها از گردن تا زانو ولى سختگيرترها آن را تا مچ پا گفتهاند . طبيعى است كه يك چنين برداشتى از دستورات مذهبى موجب مىگرديد تا اطباء از يك سو و بيماران از سوى ديگر به مقابله با آن برخيزند و در اين زمينه به پيروى از احمد بن حنبل « 4 » يكى از چهار فقيه و مفسر بزرگ اسلامى كه به هيچ صورت اعتقادات قشرى نداشت بپردازند . او معتقد بود كه پزشك محق به معاينهء بيمار زن مىباشد و لو اين كه از اقرباى وى نباشد و در صورت لزوم حتى مىتواند به معاينهء اندامهاى ممنوعه او بپردازد . مروزى نيز در كتاب خود به نام احاديث همين نظريه را اعلام مىدارد ولى بههرحال اين مجوزهاى شرعى
--> ( 3 ) - كتاب تاريخ پزشكى ايران نوشته سيريل الكود ترجمه محسن جاويدان صفحه 472 ( مترجم ) ( 4 ) - ابو عبد الله احمد بن حنبل امام محمدثين از علماى اربعه متوفى 231 هجرى ( مترجم )