سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

239

طب در دوره صفويه ( فارسى )

همين شخص در جاى ديگر مىنويسد : « فواحش بسيار گران‌قيمتى در شهر وجود دارند كه براى يك شب صد تومان مطالبه مىكنند و متوقع هستند كه در حدود نصف اين ميزان نيز از ايشان پذيرائى بشود . اين پول تا زمانى كه زيبائى و جذابيت ايشان باقى است زندگى شاهانه‌اى را برايشان فراهم مىسازد به علاوه پيوسته در محضر بزرگان و ثروتمندان حضور دارند » . اگر فاحشه‌اى حامله مىشد و دختر مىزائيد او را براى ادامهء راه خود پرورش مىداد و به اين ترتيب زندگى خود را در سال‌هاى پيرى و بيكارى تامين مىكرد و اگر نوزاد پسر بود حد اكثر سعى خويش را به عمل مىآورد تا او را در خدمت يكى از مشترىهاى خود به كار بگمارد ، در كشورهاى مشرق زمين فواحش تنها كسانى بودند كه نوزاد دختر را به پسر ترجيح مىدادند . فواحش با سر كردن چادرى كه دستك‌هاى آن پنبه‌دوزى شده بود خود را مشخص مىساختند . چادر زن‌هاى نجيب فاقد پنبه‌دوزى بود . اگر مىخواستند فاحشه‌اى را در ملاء عام تنبيه كنند سرش را مىتراشيدند و او را وارونه سوار خر كرده در شهر مىگرداندند . اين كارى بود كه براى تنزل دادن رتبه زن‌هاى نجيب نيز انجام مىدادند . حتى در سال 1298 هجرى شمسى نيز فاحشه معروفى را كه با يك نفر انگليسى همبستر شده بود در يك گونى قرار دادند سرش را بستند و در ملاء عام با چوب كتك زدند و اين رويداد بعدا موضوع كتاب داستانى شد . يك شغل ديگر نيز در دورهء صفويه وجود داشت كه زن‌ها مىتوانستند به آن نيز بپردازند و آن پزشكى بود . كاملا طبيعى است كه تعداد شاغلين اين حرفه چندان زياد نبود و ما در تاريخ پزشكى به اسامى فوق العاده محدودى از زنان طبيب برمىخوريم كه تعدادشان از نيم دوجين تجاوز نمىكند و تعدادى از ايشان در دورهء صفويه زندگى مىكردند . در مقابل تعداد ماماهاى زن خيلى زياد بود . در آن موقع هنوز ماماى مرد وجود نداشت متاسفانه اطلاعات ثبت‌شده از ماماها نيز فوق العاده كم است . در قصه‌هاى فولكوريك ماما هميشه زنى پست و حيله‌گر توصيف شده است كه به برقرارى روابط نامشروع عاشقانه بين زنان و مردان كمك مىكرد ، براى زنان و مردانى كه قصد جان همسرشان را كرده بودند سم فراهم مىآورد و بالاخره داروهاى سقط جنين در اختيار زنان باردار مىگذاشت . طبيعى است كه ترسيم يك چنين تصوير كلى از همهء ماماها نمىتواند درست باشد به علاوه در كارهاى پزشكى جائى براى انجام يك چنين كارهائى وجود ندارد و ماماها از احترامى هم‌تراز پزشكان برخوردار بودند به علاوه در نوشته‌هاى قابل اعتبار پزشكى نه تنها هيچ مطلبى كه دال بر عدم صلاحيت فكرى و اخلاقى ماماها و يا خطرناك بودن ايشان براى بيمار و زن زائو باشد ديده نمىشود بلكه برعكس هركجا نويسنده به اين موضوع اشاره كرده است از معلومات نظرى و عملى خوب ايشان سخن گفته و آن‌ها را گروهى قابل احترام و وجودشان را براى جامعه لازم شمرده است .